دعا
دُعاء أبي حَمْزَة الثُّماليدعای ابوحمزهٔ ثمالی
بِسْمِ اللهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيم
به نام خداوند بخشنده مهربان
- ۱
اِلهي لا تُؤَدِّبْني بِعُقُوبَتِكَ، وَلا تَمْكُرْ بي في حيلَتِكَ، مِنْ اَيْنَ لِيَ الْخَيْرُ يا رَبِّ وَلا يُوجَدُ إلاّ مِنْ عِنْدِكَ،
خدای من، مرا با کیفرت ادب مکن، و با تدبیرت مرا به دام میفکن؛ ای پروردگار، خیر از کجا به من رسد در حالی که جز از نزد تو یافت نمیشود؟
- ۲
وَمِنْ اَيْنَ لِيَ النَّجاةُ وَلا تُسْتَطاعُ إلاّ بِكَ، لاَ الَّذي اَحْسَنَ اسْتَغْنى عَنْ عَوْنِكَ وَرَحْمَتِكَ،
و نجات از کجا برایم باشد در حالی که جز به تو ممکن نیست؟ نه آن که نیکی کرد از یاری و رحمت تو بینیاز شد
- ۳
وَلاَ الَّذي اَساءَ وَاجْتَرَأَ عَلَيْكَ وَلَمْ يُرْضِكَ خَرَجَ عَنْ قُدْرَتِكَ، يا رَبِّ يا رَبِّ يا رَبِّ (حتّى ينقطع النّفس).
و نه آن که بدی کرد و بر تو گستاخی نمود و خشنودت نساخت از قدرت تو بیرون رفت؛ ای پروردگار، ای پروردگار، ای پروردگار (تا نفس قطع شود)
- ۴
بِكَ عَرَفْتُكَ وَاَنْتَ دَلَلْتَني عَلَيْكَ وَدَعَوْتَني اِلَيْكَ، وَلَوْلا اَنْتَ لَمْ اَدْرِ ما اَنْتَ،
تو را به تو شناختم، و تو مرا بهسوی خود راهنمایی کردی و بهسوی خود خواندی، و اگر تو نبودی نمیدانستم تو چیستی
- ۵
اَلْحَمْدُ للهِ الَّذي اَدْعوُهُ فَيُجيبُني وَاِنْ كُنْتُ بَطيئاً حينَ يَدْعوُني،
ستایش خدای را که او را میخوانم و پاسخم میدهد، هرچند هنگامی که مرا میخواند کُند باشم
- ۶
وَاَلْحَمْدُ للهِ الَّذي اَسْأَلُهُ فَيُعْطيني وَاِنْ كُنْتُ بَخيلاً حينَ يَسْتَقْرِضُني، وَالْحَمْدُ للهِ الَّذي اُناديهِ كُلَّما شِئْتُ لِحاجَتي،
و ستایش خدای را که از او درخواست میکنم و به من عطا میکند، هرچند هنگامی که از من وام میخواهد بخیل باشم؛ و ستایش خدای را که هرگاه بخواهم برای حاجتم صدایش میزنم
- ۷
وَاَخْلُو بِهِ حَيْثُ شِئْتُ، لِسِرِّي بِغَيْرِ شَفيع فَيَقْضِي لي حاجَتي،
و هر جا بخواهم با او خلوت میکنم و رازم را بیواسطه با او میگویم و او حاجتم را برمیآورد
- ۸
اَلْحَمْدُ للهِ الَّذي لا اَدْعُو غَيْرَهُ وَلَوْ دَعَوْتُ غَيْرَهُ لَمْ يَسْتَجِبْ لي دُعائي،
ستایش خدای را که جز او را نمیخوانم، و اگر غیر او را میخواندم دعایم را اجابت نمیکرد
- ۹
وَالْحَمْدُ للهِ الَّذي لا اَرْجُو غَيْرَهُ وَلَوْ رَجَوْتُ غَيْرَهُ لاَخْلَفَ رَجائي،
و ستایش خدای را که جز به او امید ندارم، و اگر به غیر او امید میبستم امیدم را ناکام میگذاشت
- ۱۰
وَالْحَمْدُ للهِ الَّذي وَكَلَني اِلَيْهِ فَاَكْرَمَني وَلَمْ يَكِلْني اِلَى النّاسِ فَيُهينُوني، وَالْحَمْدُ للهِ الَّذي تَحَبَّبَ إلَيَّ وَهُوَ غَنِيٌّ عَنّي،
و ستایش خدای را که مرا به خود واگذاشت و گرامیام داشت و به مردم واگذارم نکرد تا خوارم کنند؛ و ستایش خدای را که با من دوستی ورزید در حالی که از من بینیاز است
- ۱۱
وَالْحَمْدُ للهِ الَّذي يَحْلُمُ عَنّي حَتّى كأنّي لا ذَنْبَ لي، فَرَبّي اَحْمَدُ شَيْء عِنْدي، وَاَحَقُّ بِحَمْدي،
و ستایش خدای را که با من چنان بردباری میکند که گویی گناهی ندارم؛ پس پروردگارم نزد من ستودهترین چیز و سزاوارترین به ستایش من است
- ۱۲
اَللّهُمَّ اِنّي اَجِدُ سُبُلَ الْمَطالِبِ اِلَيْكَ مُشْرَعَةً، وَمَناهِلَ الرَّجاءِ لديك (اِلَيْكَ) مُتْرَعَةً،
خدایا، راههای خواستهها را بهسوی تو گشوده، و آبشخورهای امید را نزد تو لبریز مییابم
- ۱۳
وَالاسْتِعانَةَ بِفَضْلِكَ لِمَنْ اَمَّلَكَ مُباحَةً، وَاَبْوابَ الدُّعاءِ اِلَيْكَ لِلصّارِخينَ مَفْتُوحَةً،
و یاری جستن از فضلت را برای هر که به تو امید بندد روا، و درهای دعا را بهسوی تو برای فریادخواهان باز مییابم
- ۱۴
وَاَعْلَمُ اَنَّكَ لِلرّاجينَ (للرّاجي) بِمَوْضِعِ اِجابَة، وَلِلْمَلْهُوفينَ (وللمَلهُوفِ) بِمَرْصَدِ اِغاثَة،
و میدانم که تو برای امیدواران در جایگاه اجابتی، و برای ستمدیدگان در کمینگاه فریادرسی
- ۱۵
وَاَنَّ فِي اللَّهْفِ اِلى جُودِكَ وَالرِّضا بِقَضائِكَ عِوَضاً مِنْ مَنْعِ اْلباِخلينَ، وَمَنْدُوحَةً عَمّا في اَيْدي الْمُسْتَأثِرينَ،
و اینکه در پناه بردن به جودت و خشنودی به قضایت، جایگزینی است از دریغ بخیلان، و گشایشی است از آنچه در دست انحصارطلبان است
- ۱۶
وَاَنَّ الِراحِلَ اِلَيْكَ قَريبُ الْمَسافَةِ، وَاَنَّكَ لا تَحْتَجِبُ عَنْ خَلْقِكَ إلاّ اَنْ تَحْجُبَهُمُ الاَعمالُ (الآمالُ) دُونَكَ،
و اینکه کوچکننده بهسوی تو راهش کوتاه است، و تو از آفریدگانت پنهان نیستی مگر آنکه کردارهایشان آنان را از تو بپوشاند
- ۱۷
وَقَدْ قَصَدْتُ اِلَيْكَ بِطَلِبَتي، وَتَوَجَّهْتُ اِلَيْكَ بِحاجَتي، وَجَعَلْتُ بِكَ اسْتِغاثَتي،
و من با خواستهام آهنگ تو کردهام، و با حاجتم روی به تو آوردهام، و فریادخواهیام را به تو قرار دادهام
- ۱۸
وَبِدُعائِكَ تَوَسُّلي مِنْ غَيْرِ اِسْتِحْقاق لاِسْتِماعِكَ مِنّي، وَلاَ اسْتيجاب لِعَفْوِكَ عَنّي، بَلْ لِثِقَتي بِكَرَمِكَ، وَسُكُوني اِلى صِدْقِ وَعْدِكَ،
و با خواندن تو به تو توسّل جستهام، بیآنکه سزاوار شنیدن تو باشم یا مستحقّ عفوت؛ بلکه به سبب اعتمادم به کرمت و آرامشم به راستی وعدهات
- ۱۹
وَلَجَأي اِلَى الاْيمانِ بِتَوْحيدِكَ، وَيَقيني (وثقتي) بِمَعْرِفَتِكَ مِنّي اَنْ لا رَبَّ لي غَيْرُكَ، وَلا اِلهَ (لِي) إلاّ اَنْتَ وَحْدَكَ لا شَريكَ لَكَ،
و پناهم به ایمان به یگانگیات، و یقینم به شناختی که از تو دارم که پروردگاری جز تو ندارم و معبودی جز تو نیست، یگانهای و شریکی نداری
- ۲۰
اَللّهُمَّ اَنْتَ الْقائِلُ وَقَوْلُكَ حَقٌّ، وَوَعْدُكَ صِدْقٌ (ووعدُكَ الصّدقُ) وَاسْأَلوُا اللهَ مِنْ فَضْلِهِ اِنَ اللهَ كانَ بِكُمْ رَحيماً،
خدایا، تو گویندهای و گفتارت حق و وعدهات راست است: «و از فضل خدا درخواست کنید؛ همانا خدا به شما مهربان است»
- ۲۱
وَلَيْسَ مِنْ صِفاتِكَ يا سَيّدي أنْ تَأمُرَ بِالسُّؤالِ وَتَمْنَعَ الْعَطِيَّةَ، وَاَنْتَ الْمَنّانُ بِالْعَطِيّاتِ عَلى اَهْلِ مَمْلَكَتِكَ،
و از صفات تو نیست، ای سرورم، که به درخواست فرمان دهی و از عطا دریغ کنی؛ و تویی که عطاها را بر اهل مملکتت ارزانی میداری
- ۲۲
وَالْعائِدُ عَلَيْهِمْ بِتَحَنُّنِ رَأفَتِكَ (بِحُسنِ نِعمَتِك)، اِلهي رَبَّيْتَني في نِعَمِكَ وَاِحْسانِكَ صَغيراً، وَنَوَّهْتَ بِاِسْمي كَبيراً،
و با مهر و رأفتت بر آنان بازمیگردی؛ خدای من، مرا در خردسالی در نعمتها و احسانت پروردی، و در بزرگسالی نامم را بلندآوازه کردی
- ۲۳
فَيا مَنْ رَبّاني فِي الدُّنْيا بِاِحْسانِهِ وَتَفَضُّلِهِ (وبِفضلِهِ) وَنِعَمِهِ، وَاَشارَ لي فِي الاْخِرَةِ اِلى عَفْوِهِ وَكَرَمِهِ،
پس ای آنکه مرا در دنیا با احسان و فضل و نعمتهایش پرورد، و در آخرت به عفو و کرمش اشارهام کرد
- ۲۴
مَعْرِفَتي يا مَوْلايَ دَليلي (دَلّتني) عَلَيْكَ، وَحُبّي لَكَ شَفيعي اِلَيْكَ، وَاَنَا واثِقٌ مِنْ دَليلي بِدَلالَتِكَ، وَساكِنٌ مِنْ شَفيعي اِلى شَفاعَتِكَ،
ای مولای من، شناختم راهنمای من بهسوی توست، و دوستیام با تو شفیع من نزد تو؛ و من به راهنماییام از راهنمایی تو مطمئنم، و به شفیعم در شفاعت تو آرام
- ۲۵
اَدْعُوكَ يا سَيِّدي بِلِسان قَدْ اَخْرَسَهُ ذَنْبُهُ، رَبِّ اُناجيكَ بِقَلْب قَدْ اَوْبَقَهُ جُرْمُهُ، اَدْعوُكَ يا رَبِّ راهِباً راغِباً، راجِياً خائِفاً،
ای سرورم، تو را با زبانی میخوانم که گناهش لالش کرده؛ پروردگارا، با دلی با تو راز میگویم که جرمش هلاکش کرده؛ ای پروردگار، ترسان و شیفته، امیدوار و هراسان تو را میخوانم
- ۲۶
اِذا رَاَيْتُ مَوْلايَ ذُنُوبي فَزِعْتُ، وَاِذا رَاَيْتُ كَرَمَكَ طَمِعْتُ، فَاِنْ عَفَوْتَ (فإن غَفَرتَ) فَخَيْرُ راحِم، وَاِنْ عَذَّبْتَ فَغَيْرُ ظالِم،
ای مولای من، چون گناهانم را میبینم بیتاب میشوم، و چون کرمت را میبینم به طمع میافتم؛ پس اگر ببخشی بهترین رحمکنندهای، و اگر عذاب کنی ستمگر نیستی
- ۲۷
حُجَّتي يا اَللهُ في جُرْأَتي عَلى مَسْأَلَتِكَ، مَعَ اِتْياني ما تَكْرَهُ، جُودُكَ وَكَرَمُكَ، وَعُدَّتي في شِدَّتي مَعَ قِلَّةِ حَيائي رَأفَتُكَ وَرَحْمَتُكَ،
ای خدا، حجّتم در گستاخیام بر درخواست از تو، با آنکه آنچه را ناخوش داری انجام دادهام، جود و کرم توست؛ و توشهام در سختیام با کمی شرمم، رأفت و رحمت توست
- ۲۸
وَقَدْ رَجَوْتُ اَنْ لا تَخيبَ بَيْنَ ذَيْنِ وَذَيْنِ مُنْيَتي، فَحَقِّقْ رَجائي، وَاَسْمَعْ دُعائي يا خَيْرَ مَنْ دَعاهُ داع، وَاَفْضَلَ مَنْ رَجاهُ راجٍ،
و امید دارم که میان این و آن آرزویم ناکام نماند؛ پس امیدم را محقّق کن و دعایم را بشنو، ای بهترینِ کسی که خوانندهای او را خوانده، و برترینِ کسی که امیدواری به او امید بسته
- ۲۹
عَظُمَ يا سَيِّدي اَمَلي، وَساءَ عَمَلي، فَأَعْطِني مِنْ عَفْوِكَ بِمِقْدارِ أَمَلي، وَلا تُؤاخِذْني بِأَسْوَأ عَمَلي،
ای سرورم، آرزویم بزرگ و کردارم بد است؛ پس از عفوت به اندازهٔ آرزویم به من عطا کن، و مرا به بدترین کردارم مؤاخذه مکن
- ۳۰
فَاِنَّ كَرَمَكَ يَجِلُّ عَنْ مُجازاةِ الْمُذْنِبينَ، وَحِلْمَكَ يَكْبُرُ عَنْ مُكافَأَةِ الْمُقَصِّرينَ. وَاَنَا يا سَيِّدي عائِذٌ بِفَضْلِكَ،
که کرمت والاتر از کیفر دادن گنهکاران، و بردباریات بزرگتر از مجازات کوتاهیکنندگان است؛ و من، ای سرورم، به فضلت پناه آوردهام
- ۳۱
هارِبٌ مِنْكَ اِلَيْكَ، مُتَنَجِّزٌ ما وَعَدْتَ مِنَ الصَّفْحِ عَمَّنْ اَحْسَنَ بِكَ ظَنّاً، وَما اَنَا يا رَبِّ وَما خَطَري، هَبْني بِفَضْلِكَ،
از تو بهسوی تو گریختهام، و خواهان تحقّق آنچه وعده دادی از گذشت از کسی که به تو گمان نیک دارد؛ و من کیستم، ای پروردگار، و ارزشم چیست؟ مرا به فضلت ببخش
- ۳۲
وَتَصَدَّقْ عَلَيَّ بِعَفْوِكَ اَيْ رَبِّ جَلِّلْني بِسَتْرِكَ، وَاعْفُ عَنْ تَوْبيخي بِكَرَمِ وَجْهِكَ،
و با عفوت بر من صدقه ده؛ پروردگارا، مرا با پردهپوشیات بپوشان، و به کرم ذاتت از سرزنشم درگذر
- ۳۳
فَلَوِ اطَّلَعَ الْيَوْمَ عَلى ذَنْبي غَيْرُكَ ما فَعَلْتُهُ، وَلَوْ خِفْتُ تَعْجيلَ الْعُقُوبَةِ لاَجْتَنَبْتُهُ،
که اگر امروز جز تو کسی از گناهم آگاه میشد آن را انجام نمیدادم، و اگر از شتاب در کیفر میترسیدم از آن دوری میکردم
- ۳۴
لا لاَنَّكَ اَهْوَنُ النّاظِرينَ إلَيَّ وَاَخَفُّ الْمُطَّلِعينَ عَلَيَّ، بَلْ لاَنَّكَ يا رَبِّ خَيْرُ السّاتِرينَ، وَاَحْكَمُ الْحاكِمينَ، وَاَكْرَمُ الاَكْرَمينَ،
نه از آن رو که تو بیاهمیتترینِ بینندگان و سبکترینِ آگاهان بر منی، بلکه از آن رو که تو، ای پروردگار، بهترین پردهپوشان و داورترینِ داوران و بزرگوارترینِ بزرگوارانی
- ۳۵
سَتّارُ الْعُيُوبِ، غَفّارُ الذُّنُوبِ، عَلاّمُ الْغُيُوبِ، تَسْتُرُ الذَّنْبِ بِكَرَمِكَ، وَتُؤَخِّرُ الْعُقُوبَةَ بِحِلْمِكَ،
پوشانندهٔ عیبها، آمرزندهٔ گناهان، دانای نهانها؛ گناه را با کرمت میپوشانی، و کیفر را با بردباریات به تأخیر میاندازی
- ۳۶
فَلَكَ الْحَمْدُ عَلى حِلْمِكَ بَعْدَ عِلْمِكَ، وَعَلى عَفْوِكَ بَعْدَ قُدْرَتِكَ، وَيَحْمِلُني وَيُجَرِّئُني عَلى مَعْصِيَتِكَ حِلْمُكَ عَنّي،
پس تو را ستایش بر بردباریات پس از دانستنت، و بر گذشتت با وجود قدرتت؛ و بردباریات با من مرا به نافرمانیات وامیدارد و گستاخ میکند
- ۳۷
وَيَدْعُوني اِلى قِلَّةِ الْحَياءِ سَتْرُكَ عَلَيَّ، وَيُسْرِعُني اِلَى التَّوَثُّبِ عَلى مَحارِمِكَ مَعْرِفَتي بِسِعَةِ رَحْمَتِكَ، وَعَظيمِ عَفْوِكَ،
و پردهپوشیات بر من مرا به کمشرمی میخواند، و شناختم از گستردگی رحمت و بزرگی عفوت مرا به تاختن بر حرامهایت شتابان میسازد
- ۳۸
يا حَليمُ يا كَريمُ، يا حَيُّ يا قَيُّومُ، يا غافِرَ الذَّنْبِ، يا قابِلَ التَّوْبِ، يا عَظيمَ الْمَنِّ، يا قَديمَ الاِحسانِ، اَيْنَ سَترُكَ الْجَميلُ،
ای بردبار، ای کریم، ای زنده، ای پاینده، ای آمرزندهٔ گناه، ای پذیرندهٔ توبه، ای بزرگنعمت، ای دیرینهاحسان، کجاست پردهپوشی زیبایت؟
- ۳۹
اَيْنَ عَفْوُكَ الْجَليلُ، اَيْنَ فَرَجُكَ الْقَريبُ، اَيْنَ غِياثُكَ السَّريعُ، اَيْنَ رَحْمَتُكَ الْواسِعَةُ، اَيْنَ عَطاياكَ الْفاضِلَةُ،
کجاست عفو شکوهمندت؟ کجاست گشایش نزدیکت؟ کجاست فریادرسی شتابانت؟ کجاست رحمت گستردهات؟ کجاست عطاهای برترت؟
- ۴۰
اَيْنَ مَواهِبُكَ الْهَنيئَةُ، اَيْنَ صَنائِعُكَ السَّنِيَّةُ، اَيْنَ فَضْلُكَ الْعَظيمُ، اَيْنَ مَنُّكَ الْجَسيمُ، اَيْنَ اِحْسانُكَ الْقَديمُ،
کجاست موهبتهای گوارایت؟ کجاست نیکیهای والایت؟ کجاست فضل بزرگت؟ کجاست نعمت سترگت؟ کجاست احسان دیرینهات؟
- ۴۱
اَيْنَ كَرَمُكَ يا كَريمُ، بِهِ (وبمحمد وآل محمد) فَاسْتَنْقِذْني، وَبِرَحْمَتِكَ فَخَلِّصْني، يا مُحْسِنُ يا مُجْمِلُ، يا مُنْعِمُ يا مُفْضِلُ،
کجاست کرمت، ای کریم؟ به آن (و به محمّد و خاندان محمّد) نجاتم ده، و به رحمتت رهاییام بخش، ای نیکوکار، ای زیباکردار، ای نعمتبخش، ای فزونبخش
- ۴۲
لَسْتُ اَتَّكِلُ فِي النَّجاةِ مِنْ عِقابِكَ عَلى اَعْمالِنا، بَلْ بِفَضْلِكَ عَلَيْنا،
در رهایی از کیفرت بر کردارهایمان تکیه نمیکنم، بلکه بر فضلت بر ما
- ۴۳
لاَنَّكَ اَهْلَ التَّقْوى وَاَهْلَ الْمَغْفِرَةِ تُبْدِئُ بِالاِْحْسانِ نِعَماً، وَتَعْفُو عَنِ الذَّنْبِ كَرَماً، فَما نَدْري ما نَشْكُرُ، اَجَميلَ ما تَنْشُرُ،
زیرا تو سزاوار پروا و سزاوار آمرزشی؛ از سر احسان نعمتها را آغاز میکنی و از سر کرم از گناه درمیگذری؛ پس نمیدانیم کدام را سپاس گوییم: زیباییای را که میگسترانی
- ۴۴
اَمْ قَبيحَ ما تَسْتُرُ، اَمْ عَظيمَ ما اَبْلَيْتَ وَاَوْلَيْتَ، اَمْ كَثيرَ ما مِنْهُ نَجَّيْتَ وَعافَيْتَ، يا حَبيبَ مَنْ تَحَبَّبَ اِلَيْكَ،
یا زشتیای را که میپوشانی، یا آزمون و عطای بزرگی را که دادی، یا بسیاری آنچه را که از آن نجات و عافیت بخشیدی؟ ای دوستِ کسی که با تو دوستی ورزد
- ۴۵
وَيا قُرَّةَ عَيْنِ مَنْ لاذَ بِكَ وَانْقَطَعَ اِلَيْكَ، اَنْتَ الُْمحْسِنُ وَنَحْنُ الْمُسيئُونَ فَتَجاوَزْ يا رَبِّ عَنْ قَبيحِ ما عِنْدَنا بِجَميلِ ما عِنْدَكَ،
و ای نور چشم کسی که به تو پناه آورد و از همه بریده به تو پیوست؛ تو نیکوکاری و ما بدکاریم، پس ای پروردگار، از زشتی آنچه نزد ماست با زیبایی آنچه نزد توست درگذر
- ۴۶
وَاَيُّ جَهْل يا رَبِّ لا يَسَعُهُ جُودُكَ، اَوْ اَيُّ زَمان اَطْوَلُ مِنْ اَناتِكَ، وَما قَدْرُ اَعْمالِنا في جَنْبِ نِعَمِكَ،
و کدام نادانی است، ای پروردگار، که جود تو آن را فرا نگیرد؟ یا کدام زمان از درنگ تو طولانیتر است؟ و ارزش کردارهای ما در کنار نعمتهایت چیست؟
- ۴۷
وَكَيْفَ نَسْتَكْثِرُ اَعْمالاً نُقابِلُ بِها كَرَمَكَ (كَرَامَتَك)، بَلْ كَيْفَ يَضيقُ عَلَى الْمُذْنِبينَ ما وَسِعَهُمْ مِنْ رَحْمَتِكَ، يا واسِعَ الْمَغْفِرَةِ،
و چگونه کردارهایی را بسیار شماریم که با آنها به کرمت پاسخ دهیم؟ بلکه چگونه آنچه از رحمتت که گنهکاران را فرا گرفته بر آنان تنگ شود؟ ای گستردهآمرزش
- ۴۸
يا باسِطَ الْيَدَيْنِ بِالرَّحْمَةِ، فَوَعِزَّتِكَ يا سَيِّدي، لَوْ نَهَرْتَني ما بَرِحْتُ مِنْ بابِكَ،
ای گشادهدست به رحمت؛ پس به عزّتت سوگند، ای سرورم، اگر مرا برانی از درت نخواهم رفت
- ۴۹
وَلا كَفَفْتُ عَنْ تَمَلُّقِكَ لِمَا انْتَهى إِلَيَّ مِنَ الْمَعْرِفَةِ بِجُودِكَ وَكَرِمَك،
و از چاپلوسی به درگاهت بازنخواهم ایستاد، به سبب شناختی که از جود و کرمت به من رسیده است
- ۵۰
وَاَنْتَ الْفاعِلُ لِما تَشاءُ تُعَذِّبُ مَنْ تَشاءُ بِما تَشاءُ كَيْفَ تَشاءُ، وَتَرْحَمُ مَنْ تَشاءُ بِما تَشاءُ كَيْفَ تَشاءُ، ولا تُسْأَلُ عَنْ فِعْلِكَ،
و تو هر چه بخواهی انجام میدهی؛ هر که را بخواهی به هر چه بخواهی و هرگونه بخواهی عذاب میکنی، و هر که را بخواهی به هر چه بخواهی و هرگونه بخواهی رحم میکنی، و از کارت بازخواست نمیشوی
- ۵۱
وَلا تُنازَعُ في مُلْكِكَ، وَلا تُشارَكُ في اَمْرِكَ، وَلا تُضادُّ في حُكْمِكَ، وَلا يَعْتَرِضُ عَلَيْكَ اَحَدٌ في تَدْبيرِكَ، لَكَ الْخَلْقُ وَالاَْمْرُ،
و در فرمانرواییات با تو ستیزه نمیشود، و در کارت شریکی نداری، و در حکمت با تو مخالفت نمیشود، و کسی در تدبیرت بر تو خرده نمیگیرد؛ آفرینش و فرمان از آنِ توست
- ۵۲
تَبارَكَ اللهُ رَبُّ الْعالَمينَ، يا رَبِّ هذا مَقامُ مَنْ لاذَ بِكَ، وَاسْتَجارَ بِكَرَمِكَ،
فرخنده است خدا، پروردگار جهانیان؛ ای پروردگار، این جایگاه کسی است که به تو پناه آورده و به کرمت امان خواسته
- ۵۳
وَاَلِفَ اِحْسانَكَ وَنِعَمَكَ وَاَنْتَ الْجَوادُ الَّذي لا يَضيقُ عَفُْوكَ، وَلا يَنْقُصُ فَضْلُكَ، وَلا تَقِلُّ رَحْمَتُكَ،
و با احسان و نعمتهایت انس گرفته؛ و تو بخشندهای هستی که عفوت تنگ نمیشود، و فضلت کاستی نمیپذیرد، و رحمتت کم نمیگردد
- ۵۴
وَقَدْ تَوَثَّقْنا مِنْكَ بِالصَّفْحِ الْقَديمِ، وَالْفَضْلِ الْعَظيمِ، وَالرَّحْمَةِ الْواسِعَةِ، اَفَتُراكَ يا رَبِّ تُخْلِفُ ظُنُونَنا، اَوْ تُخَيِّبْ آمالَنا.
و ما به گذشت دیرینه و فضل بزرگ و رحمت گستردهات اطمینان یافتهایم؛ پس آیا، ای پروردگار، گمانهای ما را خلاف میکنی یا آرزوهایمان را ناکام میگذاری؟
- ۵۵
كَلاّ يا كَريمُ، فَلَيْسَ هذا ظَنُّنا بِكَ، وَلا هذا فيكَ طَمَعُنا يا رَبِّ اِنَّ لَنا فيكَ اَمَلاً طَويلاً كَثيراً، اِنَّ لَنا فيكَ رَجاءً عَظيماً،
هرگز، ای کریم! این گمان ما به تو نیست و این طمع ما در تو نیست؛ ای پروردگار، ما را در تو آرزویی دراز و بسیار است، ما را در تو امیدی بزرگ است
- ۵۶
عَصَيْناكَ وَنَحْنُ نَرْجُو اَنْ تَسْتُرَ عَلَيْنا، وَدَعَوْناكَ وَنَحْنُ نَرْجُو اَنْ تَسْتَجيبَ لَنا، فَحَقِّقْ رَجاءَنا مَوْلانا،
نافرمانیات کردیم و امید داریم که بر ما بپوشانی، و تو را خواندیم و امید داریم که اجابتمان کنی؛ پس ای مولای ما، امیدمان را محقّق کن
- ۵۷
فَقَدْ عَلِمْنا ما نَسْتَوْجِبُ بِاَعْمالِنا،
که بهخوبی میدانیم با کردارهایمان سزاوار چه هستیم
- ۵۸
وَلكِنْ عِلْمُكَ فينا وَعِلْمُنا بِاَنَّكَ لا تَصْرِفُنا عَنْكَ حَثّنا على الرّغبةِ إليك (لَك) وَاِنْ كُنّا غَيْرَ مُسْتَوْجِبينَ لِرَحْمَتِكَ،
ولی دانش تو دربارهٔ ما و دانش ما به اینکه ما را از درگاهت بازنمیگردانی، ما را به شوق بهسوی تو برانگیخته، هرچند سزاوار رحمتت نباشیم
- ۵۹
فَاَنْتَ اَهْلٌ اَنْ تَجُودَ عَلَيْنا وَعَلَى الْمُذْنِبينَ بِفَضْلِ سَعَتِكَ، فَامْنُنْ عَلَيْنا بِما اَنْتَ اَهْلُهُ،
پس تو سزاواری که به فضل گستردهات بر ما و بر گنهکاران بخشش کنی؛ پس آنچه شایستهٔ توست بر ما منّت گذار
- ۶۰
وَجُدْ عَلَيْنا فَاِنّا مُحْتاجُونَ اِلى نَيْلِكَ، يا غَفّارُ بِنُورِكَ اهْتَدَيْنا، وَبِفَضْلِكَ اسْتَغْنَيْنا،
و بر ما ببخش که به عطای تو نیازمندیم؛ ای آمرزنده، به نور تو راه یافتیم، و به فضل تو بینیاز شدیم
- ۶۱
وَبِنِعْمَتِكَ (وفي نِعَمِكَ) اَصْبَحْنا وَاَمْسَيْنا، ذُنُوبَنا بَيْنَ يَدَيْكَ نَسْتَغْفِرُكَ الّلهُمَّ مِنْها وَنَتُوبُ اِلَيْكَ،
و در نعمت تو صبح و شام کردیم؛ گناهانمان پیش روی توست، خدایا از آنها آمرزش میخواهیم و بهسوی تو توبه میکنیم
- ۶۲
تَتَحَبَّبُ اِلَيْنا بِالنِّعَمِ وَنُعارِضُكَ بِالذُّنُوبِ، خَيْرُكَ اِلَيْنا نازِلٌ، وَشُّرنا اِلَيْكَ صاعِدٌ،
تو با نعمتها با ما دوستی میورزی و ما با گناهان با تو مقابله میکنیم؛ خیر تو بهسوی ما فرود میآید و شرّ ما بهسوی تو بالا میرود
- ۶۳
وَلَمْ يَزَلْ وَلا يَزالُ مَلَكٌ كَريمٌ يَأتيكَ عَنّا بِعَمَل قَبيح، فَلا يَمْنَعُكَ ذلِكَ مِنْ اَنْ تَحُوطَنا بِنِعَمِكَ، وَتَتَفَضَّلَ عَلَيْنا بِآلائِكَ،
و همواره فرشتهای بزرگوار کرداری زشت از ما نزد تو آورده و میآورد، و این تو را بازنمیدارد که ما را در نعمتهایت فرا گیری و با عطاهایت بر ما تفضّل کنی
- ۶۴
فَسُبْحانَكَ ما اَحْلَمَكَ وَاَعْظَمَكَ وَاَكْرَمَكَ مُبْدِئاً وَمُعيداً، تَقَدَّسَتْ اَسْماؤكَ وَجَلَّ ثَناؤُكَ، وَكَرُمَ صَنائِعُكَ وَفِعالُكَ،
پس منزّهی تو! چه بردبار و بزرگ و بزرگواری، در آغاز و بازگرداندن؛ نامهایت پاک و ستایشت والا و کارها و کردارهایت گرامی است
- ۶۵
اَنْتَ اِلهي اَوْسَعُ فَضْلاً، وَاَعْظَمُ حِلْماً مِنْ اَنْ تُقايِسَني بِفِعْلي وَخَطيئَتي، فَالْعَفْوَ الْعَفْوَ الْعَفْوَ، سَيِّدي سَيِّدي سَيِّدي،
خدای من، تو فضلت گستردهتر و بردباریات بزرگتر از آن است که مرا با کردار و خطایم بسنجی؛ پس عفو، عفو، عفو؛ سرورم، سرورم، سرورم
- ۶۶
اَللّهُمَّ اشْغَلْنا بِذِكْرِكَ، وَاَعِذْنا مِنْ سَخَطِكَ، وَاَجِرْنا مِنْ عَذابِكَ، وَارْزُقْنا مِنْ مَواهِبِكَ، وَاَنْعِمْ عَلَيْنا مِنْ فَضْلِكَ،
خدایا، ما را به یادت سرگرم کن، و از خشمت پناه ده، و از عذابت امان بخش، و از موهبتهایت روزیمان کن، و از فضلت بر ما نعمت ببخش
- ۶۷
وَارْزُقْنا حَجَّ بَيْتِكَ، وَزِيارَةَ قَبْرِ نَبِيِّكَ صَلَواتُكَ وَرَحْمَتُكَ وَمَغْفِرَتُكَ وَرِضْوانُكَ عَلَيْهِ وَعَلى اَهْلِ بَيْتِهِ اِنَّكَ قَريبٌ مُجيبٌ،
و حجّ خانهات و زیارت قبر پیامبرت را — درود و رحمت و آمرزش و خشنودی تو بر او و بر اهل بیتش — روزیمان کن، که تو نزدیک و اجابتکنندهای
- ۶۸
وَارْزُقْنا عَمَلاً بِطاعَتِكَ، وَتَوَفَّنا عَلى مِلَّتِكَ، وَسُنَّةِ نَبِيِّكَ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ.
و عمل به طاعتت را روزیمان کن، و ما را بر آیین خود و سنّت پیامبرت — درود خدا بر او و خاندانش — بمیران
- ۶۹
اَللّهُمَّ اغْفِرْ لي وَلِوالِدَيَّ وَارْحَمْهُما كَما رَبَّياني صَغيراً، اِجْزِهما بِالاِْحسانِ اِحْساناً وَبِالسَّيِّئاتِ غُفْراناً،
خدایا، مرا و پدر و مادرم را بیامرز و بر آنان رحم کن، چنانکه مرا در کودکی پروردند؛ نیکیهایشان را به نیکی و بدیهایشان را به آمرزش پاداش ده
- ۷۰
اَللّهُمَّ اغْفِرْ لِلْمُؤْمِنينَ وَالْمُؤْمِناتِ الاَْحياءِ مِنْهُمْ وَالاَْمواِت،
خدایا، مردان و زنان مؤمن را، زندگان و مردگانشان را بیامرز
- ۷۱
وَتابِعْ بَيْنَنا وَبَيْنَهُمْ بِالْخَيْراتِ اَللّهُمَّ اغْفِرْ لِحَيِّنا وَمَيِّتِنا، وَشاهِدِنا وَغائِبِنا، ذَكَرِنا وَاُنْثانا (وإنَاثِنَا)، صَغيرِنا وَكَبيرِنا،
و میان ما و ایشان با نیکیها پیوند برقرار کن؛ خدایا، زنده و مردهمان، حاضر و غایبمان، مرد و زنمان، کوچک و بزرگمان
- ۷۲
حُرِّنا وَمَمْلُوكِنا، كَذَبَ الْعادِلُونَ بِاللهِ وَضَلُّوا ضَلالاً بَعيداً، وَخَسِرُوا خُسْراناً مُبيناً، اَللّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّد وَآلِ مُحَمَّد،
آزاد و بندهمان را بیامرز؛ دروغ گفتند آنان که برای خدا همتا قرار دادند، و به گمراهی دوری افتادند و زیانی آشکار کردند؛ خدایا، بر محمّد و خاندان محمّد درود فرست
- ۷۳
وَاخْتِمْ لي بِخَيْر، وَاكْفِني ما اَهَمَّني مِنْ اَمْرِ دُنْيايَ وَآخِرَتي وَلا تُسَلِّطْ عَلَيَّ مَنْ لا يَرْحَمُني، وَاجْعَلْ عَلَيَّ مِنْكَ واقِيَةً باقِيَةً،
و فرجامم را به خیر کن، و از آنچه از کار دنیا و آخرتم نگرانم میسازد کفایتم کن، و کسی را که بر من رحم نمیکند بر من چیره مساز، و از سوی خود نگهبانی پایدار بر من قرار ده
- ۷۴
وَلا تَسْلُبْني صالِحَ ما اَنْعَمْتَ بِهِ عَلَيَّ، وَارْزُقْني مِنْ فَضْلِكَ رِزْقاً واسِعاً حَلالاً طَيِّباً، اَللّهُمَّ احْرُسْني بِحَراسَتِكَ،
و نعمت شایستهای را که به من دادی از من مگیر، و از فضلت روزی گسترده و حلال و پاکیزه به من عطا کن؛ خدایا، با نگهبانیات نگهبانیام کن
- ۷۵
وَاحْفَظْني بِحِفْظِكَ، وَاكْلأني بِكِلاءَتِكَ، وَارْزُقْني حَجَّ بَيْتِكَ الْحَرامِ في عامِنا هذا وَفي كُلِّ عام،
و با حفظت حفظم کن، و با مراقبتت مراقبم باش، و حجّ خانهٔ محترمت را در این سال و در هر سال روزیام کن
- ۷۶
وَزِيارَةَ قَبْرِ نَبِيِّكَ وَالاَْئِمَّةِ عَلَيْهِمُ السَّلامُ، وَلا تُخْلِني يا رَبِّ مِنْ تِلْكَ الْمَشاهِدِ الشَّريفَةِ، وَالْمَواقِفِ الْكَريمَةِ،
و زیارت قبر پیامبرت و امامان — سلام بر ایشان — را، و ای پروردگار، مرا از آن زیارتگاههای شریف و جایگاههای گرامی محروم مگذار
- ۷۷
اَللّهُمَّ تُبْ عَلَيَّ حَتّى لا اَعْصِيَكَ، وَاَلْهِمْنِيَ الْخَيْرَ وَالْعَمَلَ بِهِ، وَخَشْيَتَكَ بِاللَّيْلِ وَالنَّهارِ ما اَبْقَيْتَني يا رَبَّ الْعالَمينَ،
خدایا، توبهام را بپذیر تا نافرمانیات نکنم، و خیر و عمل به آن و ترس از خودت را در شب و روز تا زندهام دارای به من الهام کن، ای پروردگار جهانیان
- ۷۸
اَللّهُمَّ اِنّي كُلَّما قُلْتُ قَدْ تَهَيَّأتُ وَتَعَبَّأتُ وَقُمْتُ لِلصَّلاةِ بَيْنَ يَدَيْكَ وَناجَيْتُكَ اَلْقَيْتَ عَلَيَّ نُعاساً اِذا اَنَا صَلَّيْتُ،
خدایا، هرگاه گفتم آماده و مهیّا شدم و برای نماز در پیشگاهت ایستادم و با تو راز گفتم، چون نماز گزاردم خوابآلودگی بر من افکندی
- ۷۹
وَسَلَبْتَني مُناجاتَكَ اِذا اَنَا ناجَيْتُ، مالي كُلَّما قُلْتُ قَدْ صَلُحَتْ سَريرَتي،
و چون راز گفتم لذّت مناجاتت را از من گرفتی؛ مرا چه شده که هرگاه گفتم درونم شایسته گشته
- ۸۰
وَقَرُبَ مِنْ مَجالِسِ التَّوّابينَ مَجْلِسي عَرَضَتْ لي بَلِيَّةٌ اَزالَتْ قَدَمي، وَحالَتْ بَيْني وَبَيْنَ خِدْمَتِكَ سَيِّدي لَعَلَّكَ عَنْ بابِكَ طَرَدْتَني،
و جایگاهم به مجالس توبهکنندگان نزدیک شده، بلایی پیش آمد که گامم را لغزاند و میان من و خدمت تو حائل شد؟ سرورم، شاید مرا از درگاهت راندی
- ۸۱
وَعَنْ خِدْمَتِكَ نَحَّيْتَني اَوْ لَعَلَّكَ رَأَيْتَني مُسْتَخِفّاً بِحَقِّكَ فَأقْصَيْتَني، اَوْ لَعَلَّكَ رَأَيْتَني مُعْرِضاً عَنْكَ فَقَلَيْتَني،
و از خدمتت دور ساختی؟ یا شاید مرا سبکشمارندهٔ حقّت دیدی و دورم کردی؟ یا شاید مرا رویگردان از خود دیدی و دشمنم داشتی؟
- ۸۲
اَوْ لَعَلَّكَ وَجَدْتَني في مَقامِ الْكاذِبينَ (الكذّابين) فَرَفَضْتَني، اَوْ لَعَلَّكَ رَأَيْتَني غَيْرَ شاكِر لِنَعْمائِكَ فَحَرَمْتَني،
یا شاید مرا در جایگاه دروغگویان یافتی و رهایم کردی؟ یا شاید مرا ناسپاس نعمتهایت دیدی و محرومم ساختی؟
- ۸۳
اَوْ لَعَلَّكَ فَقَدْتَني مِنْ مَجالِسِ الْعُلَماءِ فَخَذَلْتَني، اَوْ لَعَلَّكَ رَأَيْتَني فِي الْغافِلينَ فَمِنْ رَحْمَتِكَ آيَسْتَنِي،
یا شاید مرا در مجالس دانشمندان نیافتی و خوارم گذاشتی؟ یا شاید مرا در زمرهٔ غافلان دیدی و از رحمتت ناامیدم کردی؟
- ۸۴
اَوْ لَعَلَّكَ رَأَيْتَنِي آلفَ مَجالِسِ الْبَطّالينَ فَبَيْني وَبَيْنَهُمْ خَلَّيْتَني، اَوْ لَعَلَّكَ لَمْ تُحِبَّ اَنْ تَسْمَعَ دُعائي فَباعَدْتَني،
یا شاید مرا همدم مجالس بیهودهکاران دیدی و مرا به آنان واگذاشتی؟ یا شاید دوست نداشتی دعایم را بشنوی و دورم کردی؟
- ۸۵
اَوْ لَعَلَّكَ بِجُرْمي وَجَريرَتي كافَيْتَني، اَوْ لَعَلَّكَ بِقِلَّةِ حَيائي مِنْكَ جازَيْتَني،
یا شاید به جرم و گناهم کیفرم دادی؟ یا شاید به سبب کمشرمیام از تو جزایم دادی؟
- ۸۶
فَاِنْ عَفَوْتَ يا رَبِّ فَطالما عَفَوْتَ عَنِ الْمُذْنِبينَ قَبْلي، لأَنَّ كَرَمَكَ اَيْ رَبِّ يَجِلُّ عَنْ مُكافاةِ الْمُقَصِّرينَ، وَاَنَا عائِذٌ بِفَضْلِكَ،
پس اگر ببخشی، ای پروردگار، چه بسیار پیش از من از گنهکاران درگذشتهای، زیرا کرم تو، ای پروردگار، والاتر از کیفر کوتاهیکنندگان است؛ و من به فضلت پناه آوردهام
- ۸۷
هارِبٌ مِنْكَ اِلَيْكَ، مُتَنَجِّزٌ (مُنتَجِزٌ) ما وَعَدْتَ مِنَ الصَّفْحِ عَمَّنْ اَحْسَنَ بِكَ ظَنّاً، اِلهي اَنْتَ اَوْسَعُ فَضْلاً،
از تو بهسوی تو گریختهام، و خواهان تحقّق وعدهات در گذشت از کسی هستم که به تو گمان نیک دارد؛ خدای من، تو فضلت گستردهتر
- ۸۸
وَاَعْظَمُ حِلْماً مِنْ اَنْ تُقايِسَني بِعَمَلي اَوْ اَنْ تَسْتَزِلَّني بِخَطيئَتي، وَما اَنَا يا سَيِّدي وَما خَطَري، هَبْني بِفَضْلِكَ سَيِّدي،
و بردباریات بزرگتر از آن است که مرا با کردارم بسنجی یا با خطایم به لغزشم افکنی؛ و من کیستم، ای سرورم، و ارزشم چیست؟ سرورم، مرا به فضلت ببخش
- ۸۹
وَتَصَدَّقْ عَلَيَّ بِعَفْوِكَ، وَجَلِّلْني بِسَتْرِكَ، وَاعْفُ عَنْ تَوْبيخي بِكَرَمِ وَجْهِكَ، سَيِّدي اَنَا الصَّغيرُ الَّذي رَبَّيْتَهُ،
و با عفوت بر من صدقه ده، و با پردهپوشیات بپوشانم، و به کرم ذاتت از سرزنشم درگذر؛ سرورم، منم آن کوچکی که پروردی
- ۹۰
وَاَنَا الْجاهِلُ الَّذي عَلَّمْتَهُ، وَاَنَا الضّالُّ الَّذي هَدَيْتَهُ، وَاَنَا الْوَضيعُ الَّذي رَفَعْتَهُ، وَاَنَا الْخائِفُ الَّذي آمَنْتَهُ،
و منم آن نادانی که دانا کردی، و منم آن گمراهی که هدایت کردی، و منم آن فرومایهای که بلندش کردی، و منم آن ترسانی که ایمنیاش دادی
- ۹۱
وَالْجائِعُ الَّذي اَشْبَعْتَهُ، وَالْعَطْشانُ الَّذي اَرْوَيْتَهُ، وَالْعاري الَّذي كَسَوْتَهُ، وَالْفَقيرُ الَّذي اَغْنَيْتَهُ، وَالضَّعيفُ الَّذي قَوَّيْتَهُ،
و آن گرسنهای که سیرش کردی، و آن تشنهای که سیرابش کردی، و آن برهنهای که پوشاندی، و آن تهیدستی که توانگرش ساختی، و آن ناتوانی که نیرومندش کردی
- ۹۲
وَالذَّليلُ الَّذي اَعْزَزْتَهُ، وَالسَّقيمُ الَّذي شَفَيْتَهُ، وَالسّائِلُ الَّذي اَعْطَيْتَهُ، وَالْمُذْنِبُ الَّذي سَتَرْتَهُ، وَالْخاطِئُ الَّذي اَقَلْتَهُ،
و آن خواری که عزیزش داشتی، و آن بیماری که شفایش دادی، و آن خواهندهای که به او عطا کردی، و آن گنهکاری که پوشاندی، و آن خطاکاری که از لغزشش گذشتی
- ۹۳
وَاَنَا الْقَليلُ الَّذي كَثَّرْتَهُ، وَالْمُسْتَضْعَفُ الَّذي نَصَرْتَهُ، وَاَنَا الطَّريدُ الَّذي آوَيْتَهُ.
و منم آن اندکی که بسیارش کردی، و آن ناتوانشمردهای که یاریاش کردی، و منم آن راندهشدهای که پناهش دادی
- ۹۴
اَنَا يا رَبِّ الَّذي لَمْ اَسْتَحْيِكَ فِى الْخَلاءِ، وَلَمْ اُراقِبْكَ فِى الْمَلاءِ، اَنَا صاحِبُ الدَّواهِي الْعُظْمى، اَنَا الَّذي عَلى سَيِّدِهِ اجْتَرأ،
ای پروردگار، منم آن که در خلوت از تو شرم نکردم، و در میان جمع تو را در نظر نداشتم؛ منم صاحب بلاهای بزرگ؛ منم آن که بر سرورش گستاخی کرد
- ۹۵
اَنَا الَّذي عَصَيْتُ جَبّارَ السَّماءِ، اَنَا الَّذي اَعْطَيْتُ عَلى مَعاصِي الْجَليلِ (عَلى المَعَاصِي جَليلَ) الرُّشَى،
منم آن که از جبّار آسمان نافرمانی کردم؛ منم آن که بر گناهان رشوههای گران دادم
- ۹۶
اَنَا الَّذي حينَ بُشِّرْتُ بِها خَرَجْتُ اِلَيْها اَسْعى، اَنَا الَّذي اَمْهَلْتَنِي فَما ارْعَوَيْتُ، وَسَتَرْتَ عَلَيَّ فَمَا اسْتَحْيَيْتُ،
منم آن که چون به گناه مژده داده شدم شتابان بهسویش رفتم؛ منم آن که مهلتم دادی و بازنگشتم، و بر من پوشاندی و شرم نکردم
- ۹۷
وَعَمِلْتُ (وعَلِمتُ) بِالْمَعاصي فَتَعَدَّيْتُ، وَاَسْقَطْتَني مِنْ عَيْنِكَ (من عِندِكَ) فَما بالَيْتُ،
و گناه کردم و از حد گذشتم، و مرا از چشم خود انداختی و پروا نکردم
- ۹۸
فَبِحِلْمِكَ اَمْهَلْتَني وَبِسِتْرِكَ سَتَرْتَني حَتّى كَاَنَّكَ اَغْفَلْتَني، وَمِنْ عُقُوباتِ الْمَعاصي جَنَّبْتَني حَتّى كَاَنَّكَ اسْتَحْيَيْتَني،
پس با بردباریات مهلتم دادی و با پردهپوشیات پوشاندیام چنانکه گویی از من غافلی، و از کیفرهای گناهان دورم داشتی چنانکه گویی از من شرم داری
- ۹۹
اِلهي لَمْ اَعْصِكَ حينَ عَصَيْتُكَ وَاَنَا بِرُبُوبِيَّتِكَ جاحِدٌ، وَلا بِاَمْرِكَ مُسْتَخِفٌّ، وَلا لِعُقُوبَتِكَ مُتَعَرِّضٌّ، وَلا لِوَعيدِكَ مُتَهاوِنٌ،
خدای من، آنگاه که نافرمانیات کردم، منکر پروردگاریات نبودم، و فرمانت را سبک نشمردم، و خود را در معرض کیفرت ننهادم، و تهدیدت را خوار نداشتم
- ۱۰۰
لكِنْ خَطيئَةٌ عَرَضَتْ وَسَوَّلَتْ لي نَفْسي، وَغَلَبَني هَوايَ، وَاَعانَني عَلَيْها شِقْوَتي، وَغَرَّني سِتْرُكَ الْمُرْخى عَلَىَّ،
ولی خطایی پیش آمد و نفسم آن را برایم آراست، و هوایم بر من چیره شد، و بدبختیام مرا بر آن یاری داد، و پردهای که بر من افکنده بودی فریبم داد
- ۱۰۱
فَقَدْ عَصَيْتُكَ وَخالَفْتُكَ بِجُهْدي، فَالآنَ مِنْ عَذابِكَ مَنْ يَسْتَنْقِذُني، وَمِنْ اَيْدي الْخُصَماءِ غَداً مِنْ يُخَلِّصُني،
پس با همهٔ توانم نافرمانی و مخالفتت کردم؛ اکنون چه کسی مرا از عذابت نجات میدهد؟ و فردا چه کسی از دست دشمنان رهایم میسازد؟
- ۱۰۲
وَبِحَبْلِ مَنْ اَتَّصِلُ اِنْ اَنْتَ قَطَعْتَ حَبْلَكَ عَنّي،
و اگر تو ریسمانت را از من ببری، به ریسمان چه کسی بپیوندم؟
- ۱۰۳
فَوَاسَوْأتا (فَوا أسفَا) عَلى ما اَحْصى كِتابُكَ مِنْ عَمَلِيَ الَّذي لَوْلا ما اَرْجُو مِنْ كَرَمِكَ وَسَعَةِ رَحْمَتِكَ وَنَهْيِكَ اِيّايَ عَنِ الْقُنُوطِ لَقَنَطْتُ عِنْدَما اَتَذَكَّرُها،
پس وای از بدی آنچه نامهٔ تو از کردارم برشمرده است؛ کرداری که اگر امید به کرمت و گستردگی رحمتت و نهی تو از ناامیدی نبود، هنگام یادآوریاش ناامید میشدم
- ۱۰۴
يا خَيْرَ مَنْ دَعاهُ داع، وَاَفْضَلَ مَنْ رَجاهُ راجٍ، اَللّهُمَّ بِذِمَّةِ الاِْسْلامِ اَتَوَسَّلُ اِلَيْكَ، وَبِحُرْمَةِ الْقُرْآنِ اَعْتَمِدُ اِلَيْكَ،
ای بهترینِ کسی که خوانندهای او را خوانده، و برترینِ کسی که امیدواری به او امید بسته؛ خدایا، به پیمان اسلام به تو توسّل میجویم، و به حرمت قرآن به تو تکیه میکنم
- ۱۰۵
وَبِحُبِّيَ النَّبِيَّ الاُْمِّيَّ الْقُرَشِيَّ الْهاشِمِيَّ الْعَرَبِيَّ التِّهامِيَّ الْمَكِّيَّ الْمَدَنِيَّ اَرْجُو الزُّلْفَةَ لَدَيْكَ،
و با دوستیام با پیامبر اُمّی، قرشی، هاشمی، عربی، تهامی، مکّی و مدنی، امید نزدیکی به تو دارم
- ۱۰۶
فَلا تُوحِشِ اسْتِئنَاسَ ايماني، وَلا تَجْعَلْ ثَوابي ثَوابَ مَنْ عَبَدَ سِواكَ،
پس انس ایمانم را به وحشت بدل مکن، و پاداشم را پاداش کسی قرار مده که غیر تو را پرستیده
- ۱۰۷
فَاِنَّ قَوْماً آمَنُوا بِاَلْسِنَتِهِمْ لِيَحْقِنُوا بِهِ دِماءَهُمْ فَاَدْرَكُوا ما اَمَّلُوا،
که گروهی با زبانشان ایمان آوردند تا خونشان را حفظ کنند و به آنچه آرزو داشتند رسیدند
- ۱۰۸
وَاِنّا آمَنَّا بِكَ بِاَلْسِنَتِنا وَقُلُوبِنا لِتَعْفُوَ عَنّا فَاَدْرِكْنا (فأدرِك بِنَا) ما اَمَّلْنا، وَثَبِّتْ رَجاءَكَ في صُدُورِنا،
و ما با زبان و دلمان به تو ایمان آوردیم تا از ما درگذری، پس ما را به آرزویمان برسان، و امید به خود را در سینههایمان استوار کن
- ۱۰۹
وَلا تُزِغْ قُلُوبَنا بَعْدَ اِذْ هَدَيْتَنا، وَهَبْ لَنا مِنْ لَدُنْكَ رَحْمَةً اِنَّكَ اَنْتَ الْوَهّابُ، فَوَعِزَّتِكَ لَوِ انْتَهَرْتَني ما بَرِحْتُ مِنْ بابِكَ،
و دلهایمان را پس از آنکه هدایتمان کردی منحرف مکن، و از نزد خود رحمتی به ما ببخش که تو بسیار بخشندهای؛ پس به عزّتت سوگند، اگر مرا برانی از درگاهت نخواهم رفت
- ۱۱۰
وَلا كَفَفْتُ عَنْ تَمَلُّقِكَ لِما اُلْهِمَ قَلْبي (يا سيدي) مِنَ الْمَعْرِفَةِ بِكَرَمِكَ وَسَعَةِ رَحْمَتِكَ، اِلى مَنْ يَذْهَبُ الْعَبْدُ إلاّ اِلى مَوْلاهُ،
و از چاپلوسی به درگاهت دست نخواهم کشید، به سبب شناختی که از کرم و گستردگی رحمتت به دلم الهام شده؛ بنده جز بهسوی مولایش به کجا رود؟
- ۱۱۱
وَاِلى مَنْ يَلْتَجِئُ الَْمخْلُوقُ إلاّ اِلى خالِقِهِ، اِلهي لَوْ قَرَنْتَني بِالاَْصْفادِ، وَمَنَعْتَني سَيْبَكَ مِنْ بَيْنِ الاَْشْهادِ،
و آفریده جز به آفریدگارش به که پناه برد؟ خدای من، اگر مرا در غلها ببندی، و عطایت را در برابر چشم گواهان از من دریغ کنی
- ۱۱۲
وَدَلَلْتَ عَلى فَضائحي عُيُونَ الْعِبادِ، وَاَمَرْتَ بي اِلَى النّارِ، وَحُلْتَ بَيْني وَبَيْنَ الاَْبْرارِ،
و چشم بندگان را بر رسواییهایم راهنمایی کنی، و فرمان دهی مرا به آتش برند، و میان من و نیکان جدایی افکنی
- ۱۱۳
ما قَطَعْتُ رَجائي مِنْكَ وَما صَرَفْتُ تَأميلي لِلْعَفْوِ عَنْكَ، وَلا خَرَجَ حُبُّكَ مِنْ قَلْبي، اَنَا لا اَنْسى اَيادِيَكَ عِنْدي،
امیدم را از تو نمیبُرم، و آرزویم به عفوت را از تو برنمیگردانم، و دوستیات از دلم بیرون نمیرود؛ من نعمتهایت را نزد خودم فراموش نمیکنم
- ۱۱۴
وَسَتْرَكَ عَلَيَّ في دارِ الدُّنْيا، سَيِّدي اَخْرِجْ حُبَّ الدُّنْيا مِنْ قَلْبي،
و پردهپوشیات را بر من در سرای دنیا؛ سرورم، دوستی دنیا را از دلم بیرون کن
- ۱۱۵
وَاجْمَعْ بَيْني وَبَيْنَ الْمُصْطَفى وَآلِهِ خِيَرَتِكَ مِنْ خَلْقِكَ وَخاتَمِ النَّبِيّينَ مُحَمَّد صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ،
و میان من و مصطفی و خاندانش، برگزیدگانت از آفریدگانت، و خاتم پیامبران محمّد — درود خدا بر او و خاندانش — جمع کن
- ۱۱۶
وَانْقُلْني اِلى دَرَجَةِ الَّتوْبَةِ اِلَيْكَ، وَاَعِنّي بِالْبُكاءِ عَلى نَفْسي، فَقَدْ اَفْنَيْتُ بِالتَّسْويفِ وَالآمَالِ عُمْري،
و مرا به درجهٔ توبه بهسوی خود ببر، و مرا بر گریستن بر خویش یاری ده، که عمرم را با امروز و فردا کردن و آرزوها تباه کردهام
- ۱۱۷
وَقَدْ نَزَلْتُ مَنْزِلَةَ الآيِسِينَ مِنْ خَيْري (من حَياتِي)، فَمَنْ يَكُونُ اَسْوَأ حالاً مِنّي إنْ اَنَا نُقِلْتُ عَلى مِثْلِ حالي اِلى قَبْري (قَبرٍ)،
و به جایگاه ناامیدان از خیر خود فرود آمدهام؛ پس چه کسی بدحالتر از من خواهد بود اگر با چنین حالی به گورم منتقل شوم
- ۱۱۸
لَمْ اُمَهِّدْهُ لِرَقْدَتي، وَلَمْ اَفْرُشْهُ بِالْعَمَلِ الصّالِحِ لِضَجْعَتي، وَمالي لا اَبْكي وَلا اَدْري اِلى ما يَكُونُ مَصيري، وَاَرى نَفْسي تُخادِعُني،
گوری که آن را برای خوابم آماده نکردهام و با کار نیک برای آرامیدنم فرش نکردهام؛ و چرا نگریم در حالی که نمیدانم سرانجامم به کجا خواهد بود، و میبینم نفسم مرا فریب میدهد
- ۱۱۹
وَاَيّامي تُخاتِلُني، وَقَدْ خَفَقَتْ عِنْدَ رَأسي (فوقَ رأسي) اَجْنِحَةُ الْمَوْتِ، فَمالي لا اَبْكي اَبْكي، لِخُُروجِ نَفْسي، اَبْكي لِظُلْمَةِ قَبْري،
و روزهایم با من نیرنگ میبازند، و بالهای مرگ بالای سرم به پرواز درآمده؟ پس چرا نگریم! میگریم برای بیرون رفتن جانم، میگریم برای تاریکی گورم
- ۱۲۰
اَبْكي لِضيقِ لَحَدي، اَبْكي لِسُؤالِ مُنْكَر وَنَكير اِيّايَ، اَبْكي لِخُرُوجي مِنْ قَبْري عُرْياناً ذَليلاً حامِلاً ثِقْلي عَلى ظَهْري،
میگریم برای تنگی لحدم، میگریم برای پرسش نکیر و منکر از من، میگریم برای بیرون آمدنم از گور، برهنه و خوار، در حالی که بارم را بر پشت دارم
- ۱۲۱
اَنْظُرُ مَرَّةً عَنْ يَميني وَاُخْرى عَنْ شِمالي،
یک بار به راستم و بار دیگر به چپم مینگرم
- ۱۲۲
اِذِ الْخَلائِقِ في شَأن غَيْرِ شَأني (لِكُلِّ امْرِئ مِنْهُمْ يَوْمَئِذ شَأنٌ يُغْنيهِ * وُجوُهٌ يَوْمَئِذ مُسْفِرَةٌ * ضاحِكَةٌ مُسْتَبْشِرَةٌ * وَوُجوُهٌ يَوْمَئِذ عَلَيْها غَبَرَةٌ * تَرْهَقُها قَتَرَةٌ) وَذِلَّةٌ،
آنگاه که آفریدگان هر یک در کاری جز کار مناند: «هر کس از ایشان در آن روز کاری دارد که او را به خود مشغول میسازد؛ چهرههایی در آن روز درخشاناند، خندان و شادمان؛ و چهرههایی در آن روز غبارآلودند، که تیرگی آنها را فرا گرفته» و خواری
- ۱۲۳
سَيِّدي عَلَيْكَ مُعَوَّلي وَمُعْتَمَدي وَرَجائي وَتَوَكُّلي، وَبِرَحْمَتِكَ تَعَلُّقي، تُصيبُ بِرَحْمَتِكَ مَنْ تَشاءُ وَتَهْدي بِكَرامَتِكَ مَنْ تُحِبُّ،
سرورم، تکیهگاه و پشتیبان و امید و توکّلم بر توست، و دستاویزم رحمت توست؛ با رحمتت به هر که بخواهی میرسی، و با کرامتت هر که را دوست بداری هدایت میکنی
- ۱۲۴
فَلَكَ الْحَمْدُ عَلى ما نَقَّيْتَ مِنَ الشِّرْكِ قَلْبي، وَلَكَ الْحَمْدُ عَلى بَسْطِ لِساني، أفَبِلِساني هذَا الْكالِّ اَشْكُرُكَ،
پس تو را ستایش که دلم را از شرک پاک کردی، و تو را ستایش بر گشودن زبانم؛ آیا با این زبان کُند تو را سپاس گویم
- ۱۲۵
اَمْ بِغايَةِ جُهْدي في عَمَلي اُرْضيكَ، وَما قَدْرُ لِساني يا رَبِّ في جَنْبِ شُكْرِكَ،
یا با نهایت کوششم در کردار خشنودت سازم؟ و ارزش زبانم، ای پروردگار، در برابر سپاس تو چیست؟
- ۱۲۶
وَما قَدْرُ عَمَلي في جَنْبِ نِعَمِكَ وَاِحْسانِكَ (وَاِحْسانِكَ إليّ إلا أنّ جودك)، اِلهي اِنَّ جُودَكَ بَسَطَ اَمَلي، وَشُكْرَكَ قَبِلَ عَمَلي،
و ارزش کردارم در برابر نعمتها و احسانت چیست؟ خدای من، جود تو آرزویم را گسترده ساخت، و سپاس تو کردارم را پذیرفت
- ۱۲۷
سَيِّدي اِلَيْكَ رَغْبَتي، وَاِلَيْكَ (ومنك) رَهْبَتي، وَاِلَيْكَ تَأميلي، وَقَدْ ساقَني اِلَيْكَ اَمَلي،
سرورم، شوقم بهسوی توست، و ترسم از توست، و آرزویم به توست، و آرزویم مرا بهسوی تو کشانده است
- ۱۲۸
وَعَلَيْكَ يا واحِدي عَكَفَتْ (وإليك يا واجدي عَلِقَت) هِمَّتي، وَفيما عِنْدَكَ انْبَسَطَتْ رَغْبَتي، وَلَكَ خالِصُ رَجائي وَخَوْفي، وَبِكَ أَنِسَتْ مَحَبَّتي،
و ای یگانهٔ من، همّتم بر تو متمرکز شده، و شوقم در آنچه نزد توست گسترده گشته، و امید و ترس خالصم از آنِ توست، و محبّتم با تو انس گرفته
- ۱۲۹
وَاِلَيْكَ اَلْقَيْتُ بِيَدي، وَبِحَبْلِ طاعَتِكَ مَدَدْتُ رَهْبَتي، يا مَوْلايَ بِذِكْرِكَ عاشَ قَلْبي، وَبِمُناجاتِكَ بَرَّدْتُ اَلَمَ الْخَوْفِ عَنّي،
و دستم را بهسوی تو افکندهام، و ترسم را به ریسمان طاعتت آویختهام؛ ای مولای من، دلم با یاد تو زنده شد، و با مناجاتت درد ترس را در خود فرو نشاندم
- ۱۳۰
فَيا مَوْلايَ وَيا مُؤَمَّلي وَيا مُنْتَهى سُؤْلي فَرِّقْ بَيْني وَبَيْنَ ذَنْبِيَ الْمانِعِ لي مِنْ لُزُومِ طاعَتِكَ، فَاِنَّما اَسْاَلُكَ لِقَديمِ الرَّجاءِ فيكَ،
پس ای مولای من و ای امید من و ای نهایت خواستهٔ من، میان من و گناهم که مرا از پیوستن به طاعتت بازمیدارد جدایی افکن، که من از تو درخواست میکنم به سبب امید دیرینهام به تو
- ۱۳۱
وَعَظيمِ الطَّمَعِ مِنْكَ، الَّذي اَوْجَبْتَهُ عَلى نَفْسِكَ مِنَ الرَّأفَةِ وَالرَّحْمَةِ، فَالاَمْرُ لَكَ،
و طمع بزرگم به تو، که رأفت و رحمت را بر خود واجب ساختهای؛ پس کار از آنِ توست
- ۱۳۲
وَحْدَكَ لا شَريكَ لَكَ وَالْخَلْقُ كُلُّهُمْ عِيالُكَ وَفي قَبْضَتِكَ، وَكُلُّ شَيءٍ خاضِعٌ لَكَ تَبارَكْتَ يا رَبَّ الْعالَمينَ،
تنها تو، که شریکی نداری؛ و آفریدگان همه نانخوران تو و در قبضهٔ تواند، و هر چیزی در برابر تو فروتن است؛ فرخندهای تو، ای پروردگار جهانیان
- ۱۳۳
اِلهي ارْحَمْني اِذَا انْقَطَعَتْ حُجَّتي وَكَلَّ عَنْ جَوابِكَ لِساني، وَطاشَ عِنْدَ سُؤالِكَ اِيّايَ لُبّي،
خدای من، بر من رحم کن آنگاه که حجّتم بریده شود و زبانم از پاسخ تو درماند و هنگام پرسشت از من خردم از دست برود
- ۱۳۴
فَيا عَظيمَ رَجائي لا تُخَيِّبْني اِذَا اشْتَدَّتْ فاقَتي، وَلا تَرُدَّني لِجَهْلي، وَلا تَمْنَعْني لِقِلَّةِ صَبْري، اَعْطِني لِفَقْري وَارْحَمْني لِضَعْفي،
پس ای امید بزرگم، هنگامی که نیازم سخت شود ناامیدم مکن، و به خاطر نادانیام بازم مگردان، و به خاطر کمصبریام محرومم مساز؛ به خاطر فقرم عطایم کن و به خاطر ناتوانیام بر من رحم کن
- ۱۳۵
سَيِّدي عَلَيْكَ مُعْتَمَدي وَمُعَوَّلي وَرَجائي وَتَوَكُّلي، وَبِرَحْمَتِكَ تَعَلُّقي، وَبِفَنائِكَ اَحُطُّ رَحْلي، وَبِجُودِكَ اَقْصِدُ (أقصُرُ) طَلِبَتي،
سرورم، تکیهگاه و پشتیبان و امید و توکّلم بر توست، و دستاویزم رحمت توست، و در آستان تو بار میافکنم، و با جود تو خواستهام را میجویم
- ۱۳۶
وَبِكَرَمِكَ اَيْ رَبِّ اسْتَفْتِحُ دُعائي، وَلَدَيْكَ اَرْجُو فاقَتي (ضيافتي)، وَبِغِناكَ اَجْبُرُ عَيْلَتي، وَتَحْتَ ظِلِّ عَفْوِكَ قِيامي،
و با کرم تو، ای پروردگار، دعایم را میگشایم، و نزد تو برای نیازم امید دارم، و با بینیازیات تنگدستیام را جبران میکنم، و زیر سایهٔ عفوت ایستادهام
- ۱۳۷
وَاِلى جُودِكَ وَكَرَمِكَ اَرْفَعُ بَصَري، وَاِلى مَعْرُوفِكَ اُديمُ نَظَري، فَلا تُحْرِقْني بِالنّارِ وَاَنْتَ مَوْضِعُ اَمَلي،
و بهسوی جود و کرمت چشم برمیدارم، و به نیکیات پیوسته مینگرم؛ پس مرا به آتش مسوزان که تو جایگاه آرزوی منی
- ۱۳۸
وَلا تُسْكِنِّىِ الْهاوِيَةَ فَاِنَّكَ قُرَّةُ عَيْني، يا سَيِّدي لا تُكَذِّبْ ظَنّي بِاِحْسانِكَ وَمَعْرُوفِكَ فَاِنَّكَ ثِقَتي،
و مرا در هاویه جای مده که تو نور چشم منی؛ ای سرورم، گمانم را به احسان و نیکیات دروغ مگردان که تو مایهٔ اطمینان منی
- ۱۳۹
وَلا تَحْرِمْني ثَوابَكَ فَاِنَّكَ الْعارِفُ بِفَقْري،
و مرا از پاداشت محروم مکن که تو به فقرم آگاهی
- ۱۴۰
اِلهي اِنْ كانَ قَدْ دَنا اَجَلي وَلَمْ يُقَرِّبْني مِنْكَ عَمَلي فَقَدْ جَعَلْتُ الاْعْتِرافَ اِلَيْكَ بِذَنْبي وَسائِلَ عِلَلي،
خدای من، اگر اجلم نزدیک شده و کردارم مرا به تو نزدیک نکرده، پس اعتراف به گناهم را نزد تو وسیلهٔ عذرهایم قرار دادهام
- ۱۴۱
اِلهي اِنْ عَفَوْتَ فَمَنْ اَوْلى مِنْكَ بِالْعَفْوِ، وَاِنْ عَذَّبْتَ فَمَنْ اَعْدَلُ مِنْكَ فِي الْحُكْمِ، ارْحَمْ في هذِهِ الدُّنْيا غُرْبَتي،
خدای من، اگر ببخشی، چه کسی از تو به بخشش سزاوارتر است؟ و اگر عذاب کنی، چه کسی در داوری از تو عادلتر است؟ در این دنیا بر غربتم رحم کن
- ۱۴۲
وَعِنْدَ الْمَوْتِ كُرْبَتي، وَفِي الْقَبْرِ وَحْدَتي، وَفِي اللَّحْدِ وَحْشَتي، وَاِذا نُشِرْتُ لِلْحِسابِ بَيْنَ يَدَيْكَ ذُلَّ مَوْقِفي،
و هنگام مرگ بر اندوهم، و در گور بر تنهاییام، و در لحد بر وحشتم، و آنگاه که برای حساب در پیشگاهت برانگیخته شوم بر خواری جایگاهم
- ۱۴۳
وَاغْفِرْ لي ما خَفِيَ عَلَى الاْدَمِيّينَ مِنْ عَمَلي، وَاَدِمْ لي ما بِهِ سَتَرْتَني، وَارْحَمْني صَريعاً عَلَى الْفِراشِ تُقَلِّبُني اَيْدي اَحِبَّتي،
و آنچه از کردارم بر آدمیان پوشیده ماند بیامرز، و آنچه را با آن مرا پوشاندی برایم پایدار بدار، و بر من رحم کن آنگاه که بر بستر افتادهام و دستان عزیزانم مرا از این پهلو به آن پهلو میگردانند
- ۱۴۴
وَتَفَضَّلْ عَلَيَّ مَمْدُوداً عَلَى الْمُغْتَسَلِ يُقَلِّبُني صالِحُ جيرَتي، وَتَحَنَّنْ عَلَيَّ مَحْموُلاً قَدْ تَناوَلَ الاَْقْرِباءُ اَطْرافَ جَِنازَتي،
و بر من تفضّل کن آنگاه که بر تختهٔ غسل دراز کشیدهام و همسایگان شایستهام مرا میگردانند، و بر من مهربانی کن آنگاه که بر دوشها برده میشوم و نزدیکان گوشههای تابوتم را گرفتهاند
- ۱۴۵
وَجُدْ عَلَيَّ مَنْقُولاً قَدْ نَزَلْتُ بِكَ وَحيداً في حُفْرَتي، وَارْحَمْ في ذلِكَ الْبَيْتِ الْجَديدِ غُرْبَتي، حَتّى لا اَسْتَاْنِسَ بِغَيْرِكَ،
و بر من بخشش کن آنگاه که منتقل شدهام و تنها در گودالم بر تو فرود آمدهام، و در آن خانهٔ نو بر غربتم رحم کن تا با جز تو انس نگیرم
- ۱۴۶
يا سَيِّدي اِنْ وَكَلْتَني اِلى نَفْسي هَلَكْتُ، سَيِّدي فَبِمَنْ اَسْتَغيثُ اِنْ لَمْ تُقِلْنِي عَثَرْتي، فَإلَى مَنْ اَفْزَعُ اِنْ فَقَدْتُ عِنايَتَكَ في ضَجْعَتي،
ای سرورم، اگر مرا به خودم واگذاری هلاک میشوم؛ سرورم، اگر از لغزشم درنگذری به که فریاد برم؟ و اگر عنایتت را در آرامگاهم از دست بدهم به که پناه آورم؟
- ۱۴۷
وَاِلى مَنْ اَلْتَجِئُ اِنْ لَمْ تُنَفِّسْ كُرْبَتي سَيِّدي مَنْ لي وَمَنْ يَرْحَمُني اِنْ لَمْ تَرْحَمْني،
و اگر اندوهم را برطرف نکنی به که روی آورم؟ سرورم، اگر تو بر من رحم نکنی چه کسی برای من است و چه کسی بر من رحم میکند؟
- ۱۴۸
وَفَضْلَ مَنْ اُؤَمِّلُ اِنْ عَدِمْتُ فَضْلَكَ يَوْمَ فاقَتي، وَاِلى مَنِ الْفِرارُ مِنَ الذُّنُوبِ اِذَا انْقَضى اَجَلي، سَيِّدي لا تُعَذِّبْني وَاَنَا اَرْجُوكَ،
و اگر فضلت را در روز نیازم از دست بدهم به فضل چه کسی امید بندم؟ و هنگامی که اجلم به سر آید گریز از گناهان بهسوی کیست؟ سرورم، مرا عذاب مکن در حالی که به تو امید دارم
- ۱۴۹
اِلهي حَقِّقْ رَجائي، وَآمِنْ خَوْفي، فَاِنَّ كَثْرَةَ ذُنُوبي لا اَرْجُو فيها إلاّ عَفْوَكَ،
خدای من، امیدم را محقّق کن و ترسم را ایمنی بخش، که در برابر بسیاری گناهانم جز به عفو تو امید ندارم
- ۱۵۰
سَيِّدي اَنَا اَسْاَلُكَ ما لا اَسْتَحِقُّ وَاَنْتَ اَهْلُ التَّقْوى وَاَهْلُ الْمَغْفِرَةِ،
سرورم، من از تو چیزی میخواهم که سزاوارش نیستم، و تو سزاوار پروا و سزاوار آمرزشی
- ۱۵۱
فَاغْفِرْ لي وَاَلْبِسْني مِنْ نَظَرِكَ ثَوْباً يُغَطّي عَلَيَّ التَّبِعاتِ، وَتَغْفِرُها لي وَلا اُطالَبُ بِها، اِنَّكَ ذُو مَنٍّ قَديم، وَصَفْح عَظيم،
پس مرا بیامرز و از نگاه لطفت جامهای بر من بپوشان که پیامدهای گناهانم را بپوشاند، و آنها را بر من ببخشی و بدانها بازخواست نشوم، که تو دارای نعمت دیرینه و گذشت بزرگ
- ۱۵۲
وَتَجاوُز كَريم، اِلهي اَنْتَ الَّذي تُفيضُ سَيْبَكَ عَلى مَنْ لا يَسْأَلُكَ وَعَلَى الْجاحِدينَ بِرُبُوبِيَّتِكَ،
و چشمپوشی بزرگوارانهای؛ خدای من، تویی که عطایت را بر کسی که از تو نمیخواهد و بر منکران پروردگاریات فرو میریزی
- ۱۵۳
فَكَيْفَ سَيِّدي بِمَنْ سَأَلَكَ وَاَيْقَنَ اَنَّ الْخَلْقَ لَكَ، وَالاَْمْرَ اِلَيْكَ، تَبارَكْتَ وَتَعالَيْتَ يا رَبَّ الْعالَمينَ،
پس سرورم، با کسی که از تو بخواهد و یقین داشته باشد که آفرینش از آنِ تو و کار به دست توست چگونه خواهی بود؟ فرخنده و برتری، ای پروردگار جهانیان
- ۱۵۴
سَيِّدي عَبْدُكَ بِبابِكَ أقامَتْهُ الْخَصاصَةُ بَيْنَ يَدَيْكَ يَقْرَعُ بابَ اِحْسانِكَ بِدُعائِهِ فَلا تُعْرِضْ بِوَجْهِكَ الْكَريمِ عَنّي،
سرورم، بندهات بر درگاه توست، نیاز او را در پیشگاهت نگاه داشته، با دعایش در احسانت را میکوبد؛ پس روی کریمت را از من مگردان
- ۱۵۵
وَاَقْبَلْ مِنّي ما اَقُولُ، فَقَدْ دَعَوْتُ بِهذَا الدُّعاءِ وَاَنا اَرْجُو اَنْ لا تَرُدَّني، مَعْرِفَةً مِنّي بِرَأفَتِكَ وَرَحْمَتِكَ،
و آنچه میگویم از من بپذیر، که این دعا را خواندم و امید دارم که بازم نگردانی، از آن رو که رأفت و رحمتت را میشناسم
- ۱۵۶
اِلهي اَنْتَ الَّذي لا يُحفِيكَ سائِلٌ، وَلا يَنْقِصُكَ نائِلٌ، اَنْتَ كَما تَقُولُ وَفَوْقَ ما نَقُولُ، اَللّهُمَّ اِنّي اَسْاَلُكَ صَبْراً جَميلاً،
خدای من، تویی که هیچ خواهندهای تو را به ستوه نمیآورد و هیچ عطایی از تو نمیکاهد؛ تو چنانی که خود میگویی و برتر از آنچه ما میگوییم؛ خدایا، از تو صبری زیبا میخواهم
- ۱۵۷
وَفَرَجاً قَريباً، وَقَولاً صادِقاً، وَاَجْراً عَظيماً، اَسْاَلُكَ يا رَبِّ مِنَ الْخَيْرِ كُلِّهِ ما عَلِمْتُ مِنْهُ وَما لَمْ اَعْلَمْ،
و گشایشی نزدیک، و گفتاری راست، و پاداشی بزرگ؛ ای پروردگار، از همهٔ خیر، آنچه از آن را میدانم و آنچه نمیدانم، از تو میخواهم
- ۱۵۸
اَسْاَلُكَ اللّهُمَّ مِنْ خَيْرِ ما سَأَلَكَ مِنْهُ عِبادُكَ الصّالِحُونَ، يا خَيْرَ مَنْ سُئِلَ، وَاَجْوَدَ مَنْ اَعْطى،
خدایا، از بهترین آنچه بندگان شایستهات از تو خواستهاند از تو میخواهم، ای بهترینِ درخواستشده و بخشندهترینِ عطاکننده
- ۱۵۹
اَعْطِني سُؤْلي في نَفْسي وَاَهْلي وَوالِديَّ وَوُلْدِي وَاَهْلِ حُزانَتي وَاِخْواني فيكَ، وَاَرْغِدْ عَيْشي، وَاَظْهِرْ مُرُوَّتي، وَاَصْلِحْ جَميعَ اَحْوالي،
خواستهام را دربارهٔ خودم و خانوادهام و پدر و مادرم و فرزندانم و نزدیکانم و برادرانم در راه تو عطا کن، و زندگیام را خوش و فراخ کن، و جوانمردیام را آشکار ساز، و همهٔ حالاتم را اصلاح کن
- ۱۶۰
وَاجْعَلْني مِمَّنْ اَطَلْتَ عُمْرَهُ، وَحَسَّنْتَ عَمَلَهُ، وَاَتْمَمْتَ عَلَيْهِ نِعْمَتَكَ،
و مرا از کسانی قرار ده که عمرشان را طولانی کردی، و کردارشان را نیکو ساختی، و نعمتت را بر آنان تمام کردی
- ۱۶۱
وَرَضيتَ عَنْهُ وَاَحْيَيْتَهُ حَياةً طَيِّبَةً في اَدْوَمِ السُّرُورِ، وَاَسْبَغِ الْكَرامَةِ، وَاَتَمِّ الْعَيْشِ،
و از آنان خشنود شدی و زندگی پاکیزهای در پایدارترین شادی و کاملترین کرامت و تمامترین زندگی به آنان دادی
- ۱۶۲
اِنَّكَ تَفْعَلُ ما تَشاءُ وَلا يَفْعَلُ ما يَشاءُ غَيْرُكَ، اَللّهُمَّ خُصَّني مِنْكَ بِخاصَّةِ ذِكْرِكَ،
که تو هر چه بخواهی انجام میدهی و جز تو کسی هر چه بخواهد انجام نمیدهد؛ خدایا، مرا به یاد ویژهات ویژه گردان
- ۱۶۳
وَلا تَجْعَلْ شَيْئاً مِمّا اَتَقَرَّبُ بِهِ في آناءِ اللَّيْلِ وَاَطْرافِ النَّهارِ رِياءً وَلا سُمْعَةً وَلا اَشَراً وَلا بَطَراً،
و هیچیک از آنچه را که در ساعات شب و اطراف روز با آن به تو نزدیکی میجویم ریا و خودنمایی و سرمستی و ناسپاسی قرار مده
- ۱۶۴
وَاجْعَلْني لَكَ مِنَ الْخاشِعينَ، اَللّهُمَّ أعْطِنِي السَّعَةَ فِي الرِّزْقِ، وَالاَْمْنَ فِي الْوَطَنِ، وَقُرَّةَ الْعَيْنِ فِي الاَْهْلِ وَالْمالِ وَالْوَلَدِ،
و مرا از فروتنان در برابر خود قرار ده؛ خدایا، گشایش در روزی، و امنیّت در وطن، و روشنی چشم در خانواده و مال و فرزند به من عطا کن
- ۱۶۵
وَالْمُقامَ في نِعَمِكَ عِنْدي، وَالصِّحَّةَ فِى الْجِسْمِ، وَالْقُوَّةَ فِي الْبَدَنِ،
و ماندگاری نعمتهایت نزد من، و تندرستی در جسم، و نیرومندی در بدن
- ۱۶۶
وَالسَّلامَةَ فِى الدّينِ وَاسْتَعْمِلْني بِطاعَتِكَ وَطاعَةِ رَسُولِكَ مُحَمَّد صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ اَبَداً مَا اسْتَعْمَرَتْني،
و سلامت در دین؛ و تا زندهام بداری، مرا همواره به طاعت خود و طاعت پیامبرت محمّد — درود خدا بر او و خاندانش — بگمار
- ۱۶۷
وَاجْعَلْني مِنْ اَوْفَرِ عِبادِكَ عِنْدَكَ نَصيباً في كُلِّ خَيْر اَنْزَلْتَهُ وَتُنْزِلُهُ في شَهْرِ رَمَضانَ في لَيْلَةِ الْقَدْرِ،
و مرا از پربهرهترین بندگانت نزد خود قرار ده در هر خیری که در ماه رمضان در شب قدر فروفرستادی و فرومیفرستی
- ۱۶۸
وَما اَنْتَ مُنْزِلُهُ في كُلِّ سَنَةٍ مِنْ رَحْمَةٍ تَنْشُرُها، وَعافِيَةٍ تُلْبِسُها، وَبَلِيَّةٍ تَدْفَعُها، وَحَسَناتٍ تَتَقَبَّلُها،
و در آنچه هر سال فرومیفرستی، از رحمتی که میگسترانی، و عافیتی که میپوشانی، و بلایی که دفع میکنی، و نیکیهایی که میپذیری
- ۱۶۹
وَسَيِّئاتٍ تَتَجاوَزُ عَنْها، وَارْزُقْني حَجَّ بَيْتِكَ الْحَرامِ في عامِنا هذا وَفي كُلِّ عام، وَارْزُقْني رِزْقاً واسِعاً مِنْ فَضْلِكَ الْواسِعِ،
و بدیهایی که از آن درمیگذری؛ و حجّ خانهٔ محترمت را در این سال و در هر سال روزیام کن، و از فضل گستردهات روزی گستردهای به من عطا کن
- ۱۷۰
وَاصْرِفْ عَنّي يا سَيِّدي الاَْسْواءَ، وَاقْضِ عَنِّيَ الدَّيْنَ وَالظُّلاماتِ، حَتّى لا اَتَأذّى بِشَيءٍ مِنْهُ،
و ای سرورم، بدیها را از من بگردان، و بدهیها و حقوق مظلومان را از سوی من ادا کن تا از هیچیک آزار نبینم
- ۱۷۱
وَخُذْ عَنّي بِاَسْماعِ وَاَبْصارِ اَعْدائي وَحُسّادي وَالْباغينَ عَلَيَّ، وَانْصُرْني عَلَيْهِمْ، وَاَقِرَّ عَيْني وَفَرِّحْ قَلْبي،
و گوشها و چشمهای دشمنان و حسودان و ستمگران بر من را از من بگیر، و مرا بر آنان پیروز گردان، و چشمم را روشن و دلم را شاد کن
- ۱۷۲
وَاجْعَلْ لي مِنْ هَمّي وَكَرْبي فَرَجاً وَمَخْرَجاً، وَاجْعَلْ مَنْ اَرادَني بِسُوء مِنْ جَميعِ خَلْقِكَ تَحْتَ قَدَمَيَّ، وَاكْفِني شَرَّ الشَّيْطانِ،
و برای اندوه و غمم گشایش و راه بیرونشدنی قرار ده، و هر که از همهٔ آفریدگانت قصد بدی به من دارد زیر پاهایم قرار ده، و مرا از شرّ شیطان
- ۱۷۳
وَشَرَّ السُّلْطانِ، وَسَيِّئاتِ عَمَلي، وَطَهِّرْني مِنَ الذُّنُوبِ كُلِّها، وَاَجِرْني مِنَ النّارِ بِعَفْوِكَ، وَاَدْخِلْنِى الْجَنَّةَ بِرَحْمَتِكَ،
و شرّ سلطان و بدیهای کردارم کفایت کن، و از همهٔ گناهان پاکم ساز، و با عفوت از آتش پناهم ده، و با رحمتت به بهشتم درآور
- ۱۷۴
وَزَوِّجْني مِنَ الْحُورِ الْعينِ بِفَضْلِكَ،
و با فضلت از حورالعین به همسریام درآور
- ۱۷۵
وَاَلْحِقْني بِاَوْلِيائِكَ الصّالِحينَ مُحَمَّد وَآلِهِ الاَْبْرارِ الطَّيِّبينَ الطّاهِرينَ الاَْخْيارِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِمْ وَعَلى اَجْسادِهِمْ وَاَرْواحِهِمْ وَرَحْمَةُ اللهِ وَبَرَكاتُهُ.
و مرا به اولیای شایستهات، محمّد و خاندان نیکوکار و پاک و پاکیزه و برگزیدهاش بپیوند — درودهای تو بر ایشان و بر پیکرها و روانهایشان، و رحمت خدا و برکاتش
- ۱۷۶
اِلهي وَسَيِّدي وَعِزَّتِكَ وَجَلالِكَ لَئِنْ طالَبَتْني بِذُنُوبي لاَُطالِبَنَّكَ بِعَفْوِكَ، وَلَئِنْ طالَبَتْني بِلُؤْمي لاَُطالِبَنَّكَ بِكَرَمِكَ،
خدای من و سرورم، به عزّت و جلالت سوگند، اگر مرا به گناهانم بازخواست کنی، تو را به عفوت بازخواست خواهم کرد، و اگر مرا به پستیام بازخواست کنی، تو را به کرمت بازخواست خواهم کرد
- ۱۷۷
وَلَئِنْ اَدْخَلْتَنِى النّارَ لاَُخْبِرَنَّ اَهْلَ النّارِ بِحُبّي لَكَ،
و اگر مرا به آتش درآوری، اهل آتش را از دوستیام با تو آگاه خواهم کرد
- ۱۷۸
اِلهي وَسَيِّدي اِنْ كُنْتَ لا تَغْفِرُ إلاّ لاَِوْلِيائِكَ وَاَهْلِ طاعَتِكَ فإلى مَنْ يَفْزَعُ الْمُذْنِبُونَ،
خدای من و سرورم، اگر جز اولیا و اهل طاعتت را نمیآمرزی، پس گنهکاران به که پناه برند؟
- ۱۷۹
وَاِنْ كُنْتَ لا تُكْرِمُ إلاّ اَهْلَ الْوَفاءِ بِكَ فَبِمَنْ يَسْتَغيثُ المسيئونَ اِلهي اِنْ اَدْخَلْتَنِي النّارَ فَفي ذلِكَ سُرُورُ عَدُوِّكَ،
و اگر جز اهل وفا به خود را گرامی نمیداری، پس بدکاران به که فریاد برند؟ خدای من، اگر مرا به آتش درآوری شادی دشمنت در آن است
- ۱۸۰
وَاِنْ اَدْخَلْتَنِي الْجَنَّةَ فَفي ذلِكَ سُرُورُ نَبِيِّكَ، وَاَنَا وَاللهِ اَعْلَمُ اَنَّ سُرُورَ نَبِيِّكَ اَحَبُّ اِلَيْكَ مِنْ سُرُورِ عَدُوِّكَ،
و اگر مرا به بهشت درآوری شادی پیامبرت در آن است؛ و من به خدا سوگند میدانم که شادی پیامبرت نزد تو از شادی دشمنت محبوبتر است
- ۱۸۱
اَللّهُمَّ اِنّي اَسْاَلُكَ اَنْ تَمْلأ قَلْبي حُبّاً لَكَ، وَخَشْيَةً مِنْكَ، وَتَصْديقاً بِكِتابِكَ، وَايماناً بِكَ، وَفَرَقاً مِنْكَ، وَشَوْقاً اِلَيْكَ،
خدایا، از تو میخواهم که دلم را از دوستی خودت، و ترس از خودت، و تصدیق کتابت، و ایمان به خودت، و هراس از خودت، و شوق به خودت پر کنی
- ۱۸۲
يا ذَا الْجَلالِ وَالاِْكْرامِ حَبِّبْ اِلَىَّ لِقاءَكَ وَاَحْبِبْ لِقائي، وَاجْعَلْ لي في لِقائِكَ الرّاحَةَ وَالْفَرَجَ وَالْكَرامَةَ،
ای صاحب شکوه و بزرگواری، دیدارت را محبوب من گردان و دیدارم را دوست بدار، و برایم در دیدارت آسودگی و گشایش و کرامت قرار ده
- ۱۸۳
اَللّهُمَّ اَلْحِقْني بِصالِحِ مِنْ مَضى، وَاجْعَلْني مِنْ صالِحِ مَنْ بَقي وَخُذْ بي سَبيلَ الصّالِحينَ،
خدایا، مرا به شایستگان گذشته بپیوند، و از شایستگان باقیمانده قرار ده، و مرا به راه شایستگان ببر
- ۱۸۴
وَاَعِنّي عَلى نَفْسي بِما تُعينُ بِهِ الصّالِحينَ عَلى اَنْفُسِهِمْ، وَاخْتِمْ عَمَلي بِاَحْسَنِهِ، وَاجْعَلْ ثَوابي مِنْهُ الْجَنَّةَ بِرَحْمَتِكَ،
و مرا بر نفسم یاری ده بدانگونه که شایستگان را بر نفسشان یاری میدهی، و کردارم را به بهترینش ختم کن، و پاداشم را از آن، به رحمتت، بهشت قرار ده
- ۱۸۵
وَاَعِنّي عَلى صالِحِ ما اَعْطَيْتَني، وَثَبِّتْني يا رَبِّ، وَلا تَرُدَّني في سُوءٍ اسْتَنْقَذْتَني مِنْهُ يا رَبِّ الْعالَمينَ.
و مرا بر نیکی آنچه به من عطا کردی یاری ده، و ای پروردگار، استوارم بدار، و مرا به بدیای که از آن نجاتم دادی بازمگردان، ای پروردگار جهانیان
- ۱۸۶
اَللّهُمَّ اِنّي اَسْاَلُكَ ايماناً لا اَجَلَ لَهُ دُونَ لِقائِكَ، اَحْيِني ما اَحْيَيْتَني عَلَيْهِ وَتَوَفَّني اِذا تَوَفَّيْتَني عَلَيْهِ،
خدایا، از تو ایمانی میخواهم که پیش از دیدارت سرآمدی نداشته باشد؛ تا زندهام بداری بر آن زندهام بدار، و هرگاه مرا بمیرانی بر آن بمیران
- ۱۸۷
وَابْعَثْني اِذا بَعَثْتَني عَلَيْهِ وأبرِئ قَلْبي مِنَ الرِّياءِ وَالشَّكِّ وَالسُّمْعَةِ في دينِكَ، حَتّى يَكُونَ عَمَلي خالِصاً لَكَ،
و هرگاه برانگیزی بر آن برانگیز، و دلم را از ریا و شک و خودنمایی در دینت پاک کن تا کردارم خالص برای تو باشد
- ۱۸۸
اَللّهُمَّ اَعْطِني بَصيرَةً في دينِكَ، وَفَهْماً في حُكْمِكَ، وَفِقْهاً في عِلْمِكَ، وَكِفْلَيْنِ مِنْ رَحْمَتِكَ، وَوَرَعاً يَحْجُزُني عَنْ مَعاصيكَ،
خدایا، بینشی در دینت، و فهمی در حکمت، و ژرفنگری در دانشت، و دو بهره از رحمتت، و پارساییای که مرا از نافرمانیهایت بازدارد به من عطا کن
- ۱۸۹
وَبَيِّضْ وَجْهي بِنُورِكَ، وَاجْعَلْ رَغْبَتي فيما عِنْدَكَ، وَتَوَفَّني في سَبيلِكَ، وَعَلى مِلَّةَ رَسُولِكَ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ،
و رویم را به نورت سپید کن، و شوقم را در آنچه نزد توست قرار ده، و مرا در راه خود و بر آیین پیامبرت — درود خدا بر او و خاندانش — بمیران
- ۱۹۰
اَللّهُمَّ اِنّي اَعُوذُ بِكَ مِنَ الْكَسَلِ وَالْفَشَلِ وَالْهَمِّ وَالْجُبْنِ وَالْبُخْلِ وَالْغَفْلَةِ وَالْقَسْوَةِ وَالْمَسْكَنَةِ (وَالذّلّةِ) وَالْفَقْرِ وَالْفاقَةِ وَكُلِّ بَلِيَّة،
خدایا، از سستی و درماندگی و اندوه و ترس و بخل و غفلت و سنگدلی و بینوایی و فقر و نیاز و هر بلا به تو پناه میبرم
- ۱۹۱
وَالْفَواحِشِ ما ظَهَرَ مِنْها وَما بَطَنَ، وَاَعُوذُ بِكَ مِنْ نَفْسٍ لا تَقْنَعُ، وَبَطْنٍ لا يَشْبَعُ، وَقَلْبٍ لا يَخْشَعُ، وَدُعاءٍ لا يُسْمَعُ وَعَمَلٍ لا يَنْفَعُ،
و از زشتیها، آشکار و نهانش؛ و به تو پناه میبرم از نفسی که قانع نشود، و شکمی که سیر نشود، و دلی که فروتن نشود، و دعایی که شنیده نشود، و عملی که سود ندهد
- ۱۹۲
وَاَعُوذُ بِكَ يا رَبِّ عَلى نَفْسي وَديني وَمالي وَعَلى جَميعِ ما رَزَقْتَني مِنَ الشَّيْطانِ الرَّجيمَ اِنَّكَ اَنْتَ السَّميعُ الْعَليمُ،
و ای پروردگار، برای جانم و دینم و مالم و همهٔ آنچه روزیام کردهای از شیطان راندهشده به تو پناه میبرم، که تو شنوا و دانایی
- ۱۹۳
اَللّهُمَّ اِنَّهُ لا يُجيرُني مِنْكَ اَحَدٌ وَلا اَجِدُ مِنْ دُونِكَ مُلْتَحَداً، فَلا تَجْعَلْ نَفْسي في شَيءٍ مِنْ عَذابِكَ،
خدایا، هیچکس مرا از تو پناه نمیدهد و جز تو پناهگاهی نمییابم؛ پس جانم را در چیزی از عذابت قرار مده
- ۱۹۴
وَلا تَرُدَّني بِهَلَكَةٍ وَلا تَرُدَّني بِعَذابٍ اَليم، اَللّهُمَّ تَقَبَّلْ مِنّي وَأَعْلِ ذِكْري، وَارْفَعْ دَرَجَتي، وَحُطَّ وِزْري، وَلا تَذْكُرْني بِخَطيئَتي،
و مرا به هلاکت و عذاب دردناک بازمگردان؛ خدایا، از من بپذیر و یادم را بلند کن و درجهام را بالا ببر و بار گناهم را فرو نه، و مرا به خطایم یاد مکن
- ۱۹۵
وَاجْعَلْ ثَوابَ مَجْلِسي وَثَوابَ مَنْطِقي وَثَوابَ دُعائي رِضاكَ وَالْجَنَّةَ، وَاَعْطِني يا رَبِّ جَميعَ ما سَاَلْتُكَ، وَزِدْني مِنْ فَضْلِكَ،
و پاداش این نشستن و گفتن و دعایم را خشنودی خود و بهشت قرار ده، و ای پروردگار، همهٔ آنچه از تو خواستم به من عطا کن و از فضلت بر آن بیفزا
- ۱۹۶
اِنّي اِلَيْكَ راغِبٌ يا رَبَّ الْعالَمينَ، اَللّهُمَّ اِنَّكَ اَنْزَلْتَ في كِتابِكَ (العَفوَ وأمَرتنا أن نعفُو) اَنْ نَعْفُوَ عَمَّنْ ظَلَمْنا،
که من مشتاق تو هستم، ای پروردگار جهانیان؛ خدایا، تو در کتابت فروفرستادی که از کسی که به ما ستم کرده درگذریم
- ۱۹۷
وَقَدْ ظَلَمْنا اَنْفُسَنا فَاعْفُ عَنّا فَاِنَّكَ اَوْلى بِذلِكَ مِنّا،
و ما به خود ستم کردهایم، پس از ما درگذر که تو بدان از ما سزاوارتری
- ۱۹۸
وَاَمَرْتَنا اَنْ لا نَرُدَّ سائِلاً عَنْ اَبْوابِنا وَقَدْ جِئْتُكَ سائِلاً فَلا تَرُدَّني إلاّ بِقَضاءِ حاجَتي،
و به ما فرمان دادی که خواهندهای را از درهایمان بازنگردانیم، و من خواهنده نزد تو آمدهام، پس مرا جز با برآوردن حاجتم بازمگردان
- ۱۹۹
وَاَمَرْتَنا بِالاِْحْسانِ اِلى ما مَلَكَتْ اَيْمانُنا وَنَحْنُ اَرِقّاؤكَ فَاَعْتِقْ رِقابَنا مِنَ النّارِ، يا مَفْزَعي عِنْدَ كُرْبَتي، وَيا غَوْثي عِنْدَ شِدَّتي،
و به ما فرمان دادی که به زیردستانمان نیکی کنیم، و ما بندگان توییم، پس گردنهایمان را از آتش آزاد کن؛ ای پناهگاهم هنگام اندوه، و ای فریادرسم هنگام سختی
- ۲۰۰
اِلَيْكَ فَزِعْتُ وَبِكَ اسْتَغَثْتُ وَلُذْتُ، لا اَلُوذُ بِسِواكَ وَلا اَطْلُبُ الْفَرَجَ إلاّ مِنْكَ،
به تو پناه آوردم و از تو فریاد خواستم و به تو روی آوردم؛ به جز تو پناه نمیبرم و جز از تو گشایش نمیخواهم
- ۲۰۱
فَاَغِثْني وَفَرِّجْ عَنّي يا مَنْ يَقْبَلُ الْيَسيرَ (يا مَنْ يَفُكُّ الاَسيرَ)،
پس به فریادم برس و گشایشی برایم پدید آور، ای آنکه اندک را میپذیرد
- ۲۰۲
وَيَعْفُو عَنِ الْكَثيرِ اِقْبَلْ مِنِّى الْيَسيرَ وَاعْفُ عَنِّى الْكَثيرَ اِنَّكَ اَنْتَ الرَّحيمُ الْغَفُورُ،
و از بسیار درمیگذرد؛ اندک را از من بپذیر و از بسیار درگذر، که تو مهربان و آمرزندهای
- ۲۰۳
اَللّهُمَّ اِنّي اَسْاَلُكَ ايماناً تُباشِرُ بِهِ قَلْبي وَيَقيناً (صادقا) حَتّى اَعْلَمَ اَنَّهُ لَنْ يُصيبَني إلّا ما كَتَبْتَ لي وَرَضِّني مِنَ الْعَيْشِ بِما قَسَمْتَ لي يا اَرْحَمَ الرّاحِمينَ.
خدایا، از تو ایمانی میخواهم که با آن دلم را فرا گیری، و یقینی راستین تا بدانم که جز آنچه برایم نوشتهای به من نخواهد رسید، و مرا به آنچه از زندگی قسمتم کردهای خشنود کن، ای مهربانترین مهربانان
- زمان خواندن
- سحرهای ماه رمضان
- منبع
- مصباح المتهجد، شیخ طوسی
- منبع متن
- متن عربی از مفاتیح الجنان و صحیفهٔ سجادیه. ترجمهٔ فارسی و آلمانی کار انجمن است و هنوز نهایی نشده.
